هر که ما اهل بيت را دوست بدارد و محبّت ما در دلش تحقّق يابد، چشمه هاي حکمت بر زبانش جاري مي شود . [امام صادق عليه السلام]
افق بيکران روح من
 RSS 
 Atom 
خانه
ايميل
شناسنامه
مديريت وبلاگ
کل بازديد : 19908
بازديد امروز : 36
بازديد ديروز : 37
........... درباره خودم ...........
افق بيکران روح من
فاطمه گودرزي[33]
بياييم منيت ها را بشکنيم .

........... لوگوي خودم ...........
افق بيکران روح من
........ پيوندهاي روزانه........


..... فهرست موضوعي يادداشت ها.....
خداشناسي[33]

............. بايگاني.............
ا ليس الصبح قريب يا مهدي (( عج ... [18]

..........حضور و غياب ..........
يــــاهـو
........... دوستان من ...........
کسب درآمد اينترنتي
آقاشير
خداي که به ما لبخند ميزد

يا کوثر به فريادمان برس.................
حجاب
خلوتم پر است از حسي غريب
باشگاه
تمام زندگي من...

......... لوگوي دوستان من .........































قافله شهداء - به روز رساني :  1:50 ع 26/11/1386

وبلاگ ايران اسلام - به روز رساني :  1:50 ع 26/11/1386







............. اشتراک.............

نام:

ايميل:

 

............آواي آشنا............

........... طراح قالب...........


   1   2      >
  • + جلب محبت ولي عصر (عج الله تعالي فرجه الشريف)

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 28/4/1386:: 2:53 عصر

    بسم الله الرحمن الرحيم
    هرچه مي تواني سطح معرفت مردم را نسبت به امام زمان (عج الله تعالي فرجه الشريف)نسبت به فرج نسبت به قيام حضرت و نسبت به محروميت هاي غيبت بالا ببر تا جاده هاي ظهور هموار بشه .
    آماده ديدار حضرت باشيم نه اينکه فقط صحبت کنيم که اين وظيفه هر شيعه و محبي هست .
    همين الان با خودت عهد کن تو هر پست  و مقامي هستي به خودت و خداي خودت قول بده در هر حدي که مي توني با اين کار محبت بقيه الله را جلب کني .
    خدا به هممون توفيق خدمت به مولامون مهدي فاطمه را بده .
    االتماس دعا



  • + اي آرزوي فاطمه ! طعنه از غير تو اي يار شنيدن تا کي؟

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 28/4/1386:: 2:42 عصر

    بسم الله الرحمن الرحيم


     


    بزرگ ترين آرزوي شيعه در ليله الرغائب


     


    ظهور مهدي فاطمه (س) ارواحنا لمقدمه فداه


     


    آتش عشق تو در سينه نهفتن


    تا کي ؟


    همه شب از غم هجر تو نخفتن


    تا کي؟


    طعنه از غير تو اي يار


    شنيدن تا کي؟


    روي ناديده و اوصاف تو گفتن


    تا کي؟


    چهره بگشاي که رخسار تو


    ديدن دارد


    سخن از لعل تو اي دوست


    شنيدن دارد


     


     


    التماس دعا



  • + استعانت از قرآن کريم در شفاي جسماني

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 19/4/1386:: 10:37 عصر

     


    بسم اللله الرحمن الرحيم


     


    و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه للمومنين


    ما از قرآن آنچه را که شفا و رحمتي براي مومنان است نازل کرديم .


    (( سوره اسراء /82))


     


    شراب مختلف الوانه فيه شفاء للناس


    نوشيدني رنگارنگي است که در آن براي مردم شفايي است .


    ((سوره نمل /62))


     


    شفاء لما في الصدور


    براي آن ( بيماري هايي ) که در سينه ها (ي مردم ) است  شفاست .


    (( سوره يونس /58))


     


    يکي از جهات شفابخش قرآن آهنگ دلنشين آن است که از عالمروح است و تاثير فراواني بر جسم و روان آدمي دارد .


    لکل شيء حليه و حليه القرآن الصوت الحسن


    براي هر چيزي زينتي است و زينت قرآن آواي نيکو است .


     


    در دستور تلاوت قرآن آمده است قرآن را با آهنگي حزين و نغمه اي دلنشين تلاوت کنيد . بگرييد و بگريانيد .


    اصولا عبارات و جمله بندي هاي قرآن به گونه اي تنظيم شده است که روان يکنواخت و هماهنگ و همساز باشد .داراي تاثير عجيب و مجب حيرت و شگفتي عالميان .


    با توجه به تاثير موسيقي بر روح و روان آدمي بايد بدانيم انواع مختلف موسيقي در زمينه هاي مختلف فرايند هاي رواني مختلفي هم دارد .


    البته بايد تاکيد کرد که غير از نوع موسيقي تيپ شخصيت و وضع سواد و آموزش فرهنگي و هنري و خلق و خوي و هيجانات و آگاهي و هوشياري شاخص هايي هستند که در تاثير موسيقي دخالت دارند .


    با توجه به به اصل تاثير موسيقي و مکانيسم آن در کاهش درد پژوهشگري با توجه به اصالت موسيقي قرائت قرآن و وسعت توجه عامه مردم به آن و تقدسي که قرآ ن در جامعه دارد تصميم گرفت تا با انجام يک بررسي علمي ميزان تاثير استفاده از آواي قرآن در کاهش درد هاي بعد از اعمال جراحي را نشان دهد .


    و به دنبال او بررسي هاي ديگري هم انجام شد .


    الان به گزارش مختصري از تحقيق نيمه تجربي در اين زمينه که در سال هاي 1373_1372 در دانشگاه تربيت مدرس انجام گرفته مي پردازم .


    جامعه اين پژوهش را کليه بيماراني که در بخش هاي جراحي بيمارستان سينا وابسته به دانشگاه علوم پزشکي و خدمات بهداشتي _درماني بستري بوده و تحت عمل جراحي شکم قرار گرفته بودند تشکيل داده است .


    شرايط آنها که به عنوان نمونه انتخاب شدند به شرح زير بوده:


    1) سن : نومنه هايي که سن آنها از 15 سال بيشتر و از 75 سال کمتر بوده .( به خاطر متفاوت بودن اين دو گروه سني از نظر تکامل شناخت و متفاوت بودن بيان و تعبير درد در کودکان و بزرگسالان .)


     


    2) نوع عمل جراحي: آپانديسيت .فتق . کيسه صفرا. رحم و يا هر عمل جراحي درماني يا تشخيصي که خط يا برش جراحي در ناحيه شکم بيمار بوده.


    3) تحصيلات : نمونه هايي که حداقل داراي سواد خواندن و نوشتن باشند.


    4) عدم اعتياد به مصرف داروهاي مسکن


    5) عدم ابتلا به درد هاي مزمن


    6) عدم ابتلا به بيماري هاي رواني و مصرف داروهاي موثر بر اعصاب


    7)عدم ابتلا به اختلالات دستگاه شنوايي


    بيماران پس از انتخاب بطور تصادفي در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند .و جهت تسکين درد بيماران گروه آزمون از آواي قرآن کريم به مدت 20دقيقه و با صداي استاد شحات محمد انور که سوره مبارکه يوسف(ع) را تلاوت مي نمودند استفاده گرديد و در گروه شاهد مداخله اي صورت نگرفت.


    در عين حال هر دو گروه مجاز بودند از خدمات روزمره مراقبتي بخش بهره مند گردند .


    صداي استاد شحات جهت هر بيمار گروه آزمون 3مرتبه و هر بار به مدت 20دقيقه از طريق ضبط صوت و هدفون پخش مي گردبيد و در هنگام استماع آيات الهي از بيمار درخواست مي شد که در وضعيت راحت خود قرار گرفته و چشمان خود راببندد ( حذف محرکات بينايي)و هر بار قبل و بعد از استماع آيات قرآن کريم شدت درد بيمار با کليه متغير هاي همراه _ علائم حياتي و علائم رفتاري و... اندازه گيري و ثبت مي گرديد .


    فرد قاري و سبک قرائت و سوره ه مورد نظر با صلاحديد و مشورت قاريان ممتاز کشور و بعد از تاييد توسط اساتيد انتخاتب شد .


    در يک مطالعه اوليه 20دقيقه مطلوب ترين زماني بود که نمونه هاي بيمار با علاقه و اشتياق به قرآن کريم عميقا گوش مي دادند .


    در بعضي از نمونه ها درخواست ادامه شنيدن صوت قرآن کريم را داشتند به آنها اجازه استماع را در صورت تمايل دادند و در صورت تمايل به قطع پخش بلافاصله آن را قطع مي کردند .


    بعد از جمع آوري اطلاعات موارد با استفاده از نرم افزار هاي کامپيتري مورد تجزيه و تحليل علمي قرار گرفتو از روش هاي مختلف آماري جهت حصول به اهداف طرح استفاده کردند .


    58% مورد پژوهش زنان و 42% مردان بودند .


    55% نمونه ها سني بين 30_15و کمترين آنها در محدوده سني(65_46)


    33% فقط داراي سواد خواندن و نوشتن


    3%داراي تحصيلات عاليه دانشگاهي


    شغل 30% آنها خانه داري


    30% دانشجو و دانش آموز


    15% کارمند و بقيه شغل آزاد


    45% سابقه بستري شدن در بيمارستان و 36%سابقه عمل جراحي قبلي را داشتند .


    ميانگين کاهش درد در گروه قرآني و غير قرآني کاملا متفاوت بود ميزان کاهش درد در گروهي که به قرآن کريم مشتاقانه گوش سپرده بودند به مراتب از گروه شاهد بيشتر بود.


    30% نمونه ها ميزان تاثير آواي قرآن را ((عالي)) توصيف کردند .50% خوب بيان نمودند


    اين در حاليست که در گروه مقابل چنين ميزان تاثيري به مراتب پايين تر از گروه قرآني بوده است . شدت علائم رفتاري همراه درد در گروهي که به قرآن کريم گوش داده بودند به مراتب کمتر از گروه شاهد بود .


    علائم حياتي در گروه قرآني کاملا تعديل يافته و ميزان مصرف مسکن در اين گروه کمتر از گروه شاهد بوده است .


    از طرف ديگر گروهي بودند که در اوج شدت درد در حين استماع کلام الهي در خواب فرو رفتند (( نهايت تاثير ))البته به دليل اينکه آنها نمي توانستند پاسخگوي پرسش هاي مربوط به طول زمان تلاوت قرآن کريم باشندوارد مجمعه مطالعات آماري نشدند.


    نتيجه حاصل از پژوهش بيانگر تاثير قابل توجه و شگرف آواي قرآن کريم بر کاهش ميزان دردبعد از عمل جراحي است و به عنوان يک روش ساده و سالم و کم هزينه آزمايش شده .


    روشي علمي عيني و سهل الوصول و معتبر و قابل استفاده همکه بيماران جامعه است .


     


     


     


    الا بذکر الله تطمئن القلوب


    بدانيد که دلها فقط با ياد خدا آرام مي شود .


     


     



  • + سوي الله في قبضته

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 10/4/1386:: 8:58 عصر

    بسم الله الرحمن الرحيم


     


     


    الاسلام هو التسليم


    و


    التسليم هواليقين


    و


    اليقين هوالتصديق


    و


    التصديق هو الاقرار


    و


    الاقرار هو العمل


     


    همه سوي الله في قبضته


    نفسي نمي کشيم مگر با او همه درقبضه او هستيم تسليم و مطيع او هستيم .


    نمونه خيلي محسوس آن پير شدن افراد است . تا موي سر انسان فرمان ما را نمي برد و با کهولت سن سفيد مي شود .


    کمر خم مي شود و ....همه وهمه فرمان خدا رامي برند.


    تمام ما سوي الله عبد خدا هستند.مطيعند چه ميل داشته باشند وچه ميل نداشته باشند .


    اگر مايل بودند = مومن و حتي اگر مايلنبودند ولي در قبضه او بودند = کافر و شقي


    پس چه بهتر دراين راه همه تسليم باشيم .


    بعد تسليم که شديم اقراربه عمل هم پيدا ميکنيم .


    ميشه کسي امام حسين( عليه السلام ) را قبول کنه بعد تو مجلس عزا داريش نشينه!؟؟؟


    پس اقرار به عمل هم مي ياره.


    با يک بسم الله خودمون را جلو مي اندازيم .يادخدارا پيشمي اندازيم وعده گاه رو به خاطر مي آريم بعد خودش عمل رو هم بهمون ياد مي ده .


    که چه کار کنيم بعد به وعده گاه برسيم و کي به وعده نزديک بشيم .


    اون وعده اي که خدابا هامون گذاشته و ازمون اقرار گرفته.


    پس هر وقت ياد وعده گاه کنيم همه چيز رديف مي شه .


    زياد ياد قيامت کنيم . ياد زمانيکه خدا خلقت کرد . آخر سر هم به پيشش مي ريم .


    درسته: (( انا لله و انا اليه راجعون ))


    يه چيزي الان که نشستيم مي تونيم هم آن وقت را نگاه کنيم و هم الان را که با خداييم .


    هردو يک جاست .


    نمي تونيم هميشه اينجا باشيم اما هر وقت خسته شديم مي توني ازاونجا ياد کني .


    از اين به بعد يه قراري مي گذاريم : هر وقت خواستيم نماز بخونيم ياد معاد کنيم وضومون را با عجله نگيريم .


    تا بقيه نماز رو بخونيم اين مساله رو مد نظر داشته باشيم .


    اونجاست که تسليم واقعي مي شيمو حس مي کنيم .


    مي بينيم که ما که آخرش بايد از همه چيز دست بکشيم پس چه بهتر که خودمون اين آمادگي را ايجاد کنيم در خودمون .


    عمل بدون فکر و حساب نمي شه .


    خودمون را از هرچي غير خداست  فارغ کنيم .


    براي اين کار هم کافيه رضا شي تاغصه چيزاي ديگه رو نداشته باشي .


    بعد الرضالا سخط


    بعد از رضا ديگه آفتي نيست . اگر راضي بودن از يقين بالاتر نباشه کمتر هم نيست اصلا از نشانه هاي يقين هست .


    اگه به اين مرحله رضايت رسيدي دل به دريا زدي .


    رضوان من الله اکبر


    آن بهشتي که نامش رضوان هست بزرگ تر هست .


    رضوان = رضاي خدا از عبد و رضاي عبد از خدا و هر دو اينها يکي هست و قابل تفکيک نيست .


    آره راضي شيم راه را براي تسليم شدن و يقين و تصديق و اقرار و عملمون هموار کنيم .


     


     


    از همتون التماس دعا دارم .


     


     



  • + نجاست باطني

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 9/3/1386:: 7:45 عصر

    بسم الله الرحمن الرحيم


     به ياد او که منتهاي آرزوست و غايت سفر زندگي


    و ذکرش آرام بخش جان هاست  .


     


    ***************


    الطهور نصف الايمان


     


    طهارت : پاکي . نزاهت و پاکي از هر چيز کثيف .


     


    دستورات شرع مقدس اسلام  نتيجه اش طهارت است . همانطور که در قرآن فرموده :(( ولکن يريد ليطهرکم ))


    اين کار با انجام واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات انجام مي شود .


     


     


    فرديکه اين دنيا تزکيه شده جايگاهش بهشت است و کسيکه ناپاکي روحي دارد جايگاهش در دوزخ است .


     


    لذا به کرات در آيات قرآن مي بينيم هر کس نفس خود را تزکيه کند رستگار است .


     


    نجاسات ظاهري را همه مي شناسيم و نيازي به ياد آوري نيست .


    وقتي به نجاست ظاهري اهميت مي دهيم و سعي در پاکي و برطرف سکردن نجاست داريم


    حالا تکليف ما در قبال دلمان چيست ؟؟؟؟؟؟


     


    اين دل که بايد جايگاه تابش نور الهي باشد چقدر بايد پاک و طهور باشد؟؟؟؟؟؟؟


     


    اولين نجاست  باطني کبر و فخر و هوي است .


    پس اگر ذره اي کبر در دلمان بود بايد بدانيم پيش  خدا جايي نداريم زيرا که شيطان را به واسطه کبرش راندند . چون خود را بزرگ ديد و کوچک حقيقي شد .


     


    حضرت علي ( عليه السلام ) در خطبه نهج البلاغه فرمايشاتي به اين مضمون داند :(( چگونه خداوند بشري را با کبر در بهشت جا مي دهد که ملکي را به واسطه آن از بهشت بيرون نمود ؟؟؟؟))


     


    فخر بر ديگري هم ناشي از جهل و تاريکي است . و از موهومات .


    نعمت خدا را از آن خود ديدن  است و (( ان الله لا يحب کل مختار فخور )) .


     


    تابع هواي نفس بودن هم که ضد خدا پرستي و در قرآن مورد سرزنش است (( ا رايت من اتخذ الهه هواه )) .


     


    پس اين سه نجاست باطني مانند سگ و خوک و کافر که از نجاسات ظاهري هست. و وجوه تطبيق متعدد دارد .


     


    بعد از آن (( الحقد و الحسد و العداوه )) : کينه و حسد و دشمني که مانند لاشه مردار است .


     


    هر دلي که در آن اين 3 صفت رذيله را نسبت به مسلماني داشت بايد بداند که موجبات مرگ دل همراه اوست .


     


     


    در مرحله بعد شهوتراني است که رغبت به نجاست است .


     


     


    بعد غفلت است که مانند شراب نجس است


    چون منشاء بسياري از انحرافات هميت غفلت از ياد خداست .


     


    آدم مست خوب و بد را نمي فهمد بدبختي هم که از ياد خدا غافل است بازيچه شيطان است .


     


    (( السکران عروس الشيطان ))


     


    دلي که غافل هست در معرض گناه واقع مي شود پس دلي بي ارزش است .


     


    (( و لقد ذرانا لجهنم کثيرا من الجن و الانس لهم قلوب لا يفقهون بها و لهم اعين لا يبصرون بها و لهم آذان لا يسمعون بها اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون ))


     


    بله اينگونه صاحبان قلب هاي غافل مانند : 4 پايان يا گمراه تر از ايشانند .


     


    در کل اين مطالب گفته شد تا مقدمه اي براي اهميت دادن بيشتر به نجاسات باطني  باشد .


     


    تا يقين به برطرف شدن نجاست باطني نکرديم نبايد آرام و قرار بگيريم .


    در حاليکه وضع مردمان معمولا بر عکس شده است و به برطرف کرن نجاسات ظاهري خيلي بيشتر اهميت مي دهند حتي تا جاييکه به وسوسه مي افتند و خود را در دام شيطان مي اندازند .


     


    پس بايد کم کم به فکر زائل کردن اين نجاسات باشيم .


     


    مثلا چاره کبر تواضع است و چاره کينه و عداوت يقين قلبي به خداوند است .


    و روزه آ تش نشان شهوت و اقسام ذکر چاره غفلت و اول و آخر بندگي خدا .


    پس نتيجه بگيريم :


     


    چشم آلوده نظر از رخ جانان دور است


    بر رخ او نظر از آيينه پاک انداز


     


     


     


    عجب نبود اگر از قرآن نصيبت نيست جز نقشي                     که از خورشيد جز گرمي نبيند چشم نابينا


     


     



     


    بسم الله الرحمن الرحيم


    فاطمه(س) آن کس که دوستان و ذريه اش را از آتش جهنم نگاه مي دارد .


    داراي فضايل مشترک با 14 معصوم( عليهم السلام) در قرآن هست .


    از افراد صراط مستقيم


    شرکت کننده در مباهله ( سوره آل عمرا آيه 61)


    از شجره طيبه : به گفته نبي اکرم ( ص): من شجره هستم و فاطمه شاخه آن و علي عامل باروري آن و حسن و حسين ميوه و دوستداران آنان از امتم برگ هاي


    آ ن درخت مي باشند و سپس فرمودند سوگند به آن کسي که مرا به راستي برگزيد آنان در بهشت جاويدانند .


    از خوانندگان خداوند و جويندگان وسيله


    از صابرين بر طاعت و گرسنگي و فقر


    از اهل بيت نبوت


    از افراد مشمول آيه متقين ( سوره فرقان آيه 74)


    از مشمولين آيه تطهير ( سوره ازاحزاب آيه33)


    از ذوي القربي : از خويشاوندان رسول (ص) که مودت و محبت نسبت به آنان واجب شده .


     


     


    من مان علي حب آل محمد مات شهيدا


    هرکس بر محبت آل محمد بميرد شهيد مرده است .


     


     


    به فرموده رسول اکرم ( صلي الله عليه و آله و سلم ):


    آگاهخ باشيد هرکس بر محبت آل محمد بميرد آمرزيده از دنيا رفته است و توبه کننده مرده است و ملک الموت مژده ورود به بهشت به اوئ مي دهد و بعد از او منکر و نکير اين نويد را به او مي دهند و خداوند قبر او را مزار فرشتگان رحمت قرار مي دهد


    و


    هر کس با دشمني آل محمد ( ص) از دنيا برود در روز قيامت در حالي وارد محشر مي شود که بر پيشاني و بين دو چشمش نوشته شده است :


    (( مايوس از رحمت خدا ))


    و کافر از دنيا رفته است و بوي بهشت به مشامش نمي رسد .


     


    حضرت زهرا از مومنان و از شب زنده داران و از پيروان واقعي پيامبر (ص) و از دريا هي پر برکت و از ايثار گراتن و اطعام کنندگان بودند .


    ايشان از جمله کساني هستند که فرشتگان در شب قدر بر آن ها نازل مي شوند ....


     


     


     


     


     



  • + به اوج رسيدن دانش و جهل و فساد در آخر الزمان

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 3/3/1386:: 1:24 عصر

    قال نبي (( صلي الله عليه و آله و سلم )):


    فاوحي الي ربي عزوجل يکون ذلک اذا رفع العلم و ظهر الجهل


     


     


    آخر الزمان  زماني است که دانش و پيشرفت بشر به سطح بالايي مي رسد


    و


    همزمان با آن جهالت مردم بيش از پيش آشکار مي شود .


     


    منظور از جهالت : ناداني و نادرستي در رفتار و کردار است .


     


     


    امروزه جهان در سطح بالايي از پيشرفت علوم و توسعه تکنولوژي و ابزار هاي مدرن است


    درست در همين حال مردم غرق در فساد و فحشاء و بي بند و باري هستند .


    که همه اين ها باعث : فروپاشي کانون گرم خانواده  و


    زوال بهترين سنت هاي اخلاقي و


    انحطاط مداوم  است .


     


    بله آخر الزمان  زمان افزوده شدن باسواد ها است که نشانه اش توسعه سطح دانش است .


    ولي در مقابل و همزمان با آن از عمل  خبري نيست .


    از صلح و عدالت اجتماعي در دنيا زياد دم زده مي شه ولي مي بينيم که هر روز با دامنه فساد و تباهي و فتنه و آشوب و جنگ ها و خونريزي ها  رو برو هستيم .


     


    ظلم و ستم و هتک حرمت ها زياد شده !


     


    شعر ياوه سرا زياد شده !


     


    قرآن ها قشنگ تر از ديروز و کتاب ها زيباتر و پر نقش و نگار تر  !


     


    مساجد زايد شده و آراسته و پر زرق و برق اما کجاست اون مساجد که کانون سياسي و اعتقادي بود ؟؟؟؟


     


    همه چيز ملعبه و بازيچه دست گروهي  شوء استفاده کن شده براي منافع شخصيشون .


     


    فساد روز به روز گسترش پيدا مي کنه و اصلا فاسد نبودن هست که تبديل به يک امر قبيح و زشت شده .


     


    منکرات و فحشاء آشکارا شده و مردم هم در اين زمينه همواره همديگر را تشويق و ترغيب مي کنن .


     


    کجاست يک قانون اجرايي و يک عامل اجرايي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


     


    حمايت دولتي چي شده ؟؟؟


    همه و همه مثل کبک سرشون و فرو کردن ....


    اگه يه زماني فحشا گوشه خانه ها انجام مي شد ولي الان همه گير و هر جايي و در ملاء عام شده .


     


    همه بيشتر باعث منحرف شدن هم مي شن تا مشوق براي کاراي خوب و حفظ دينداري.


     


    زمامداران امور و کسانيکه در راس حکومت ها هستن و سيطره و تسلط دارند همگي کافر و بي دين و کارگذاران و اطرافيان و پيروان همگي فاسد و عياش .


     


    افراد سرشناس و معروف بي بند و بار هستند .


     


    درسته تا کي مي خواهيم خودمان رو فريب بديم و بگيم همه خوبن پاکن مقدسن و بدي وجود نداره .


    اگر اينطور بود که ديگه مدينه فاضله اي بود .


     


    همه چي در لفافه زرق و برق پنهان شده و هيچ کس متوجه عاقبت بد و شوم آن نيست .


     


     


     


    ( بحار الانوار ج 52)


     


     


    اسئلکم الدعاء


    الي اللقاء


     


     


     


     



  • + ان الاسلام بداء غريبا و سيعود غريبا کما بداء فطوبي للغرباء

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 2/3/1386:: 11:57 عصر

    اسلام و مسلماني در آخر الزمان


     


    قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم ):


    ان الاسلام بداء غريبا و سيعود غريبا کما بداء فطوبي للغرباء


    ( بحار الانوار ج 52)


    پيامبر گرامي (ص) فرمودند : (( اسلام  درآغاز شکل گيري وپيدايش غريب وتنها بود و همچنين در آخر الزمان اسلام به اين وضعيت باز مي گردد پس خوشا به سعادت آن عده کم و تنها و غريب در هر دو زمان .))


     


    در آغاز شکل گيري اسلام عده آن ها بسيار کم بود و در مقابل درگير با سختي ها و مشکلات انبوه روبرو بودند چون در آن زمان همه مردم کافر و عده اي مشرک و يا بت پرست و متحجر و جاهل و بي سواد و بي رحم بودند و در آخر الزمان نيز بيشتر مردم مسلمان در همه جاي دنيا بر اثر استعمار و هجوم فرهنگ غربي که حاصل آن بي بند و باري و فساد و جدا شدن مردم از تاريخ با شکوه خودشون و به هم ريختن کانون گرم سالم و با صفاي خانواده و عدم احساس و مسئوليت در قبال دين و آيين و وطن و ميهن خود مي باشند و روز به روز ضعف ايمان و زوال اعتقاد پاک و مقدس الهي در ميان مردم را مشاهده مي کنيم .


     


     


    عده مسلمان واقعي روز به روز در ميان مردم بي دين کمتر مي شه و احساس ضعف و تنهايي مي کنند و غريبانه زندگي خود را مي گذرانند و هميشه گرفتار رفتار و کردار ناپسند و غير اسلامي مردم منحرف و دولتمردان فاسد و عياش و مزدور مي شوند و از هيچ آزار جسمي و روحي بي نصيب نمي مونند .


     


     


    پيامبر عزيزمون (ص) : سياتي زمان علي امتي لا يبقي من القرآن و لا من الاسلام الا اسمه يسمون به و هم ابعد الناس منه مساجد هم عامره و هي خراب من الهدي


     


    ( بحار الانوار ج52)


     


     


    زماني بر امت من خواهد آمد که از قرآن کريم جز خط و نقش و نگار نماند و از اسلام نماند جز اسم آن مردم به اصطلاح و ظاهرا مسلمانند ولي آنها از اسلام به دورند . مسجدهاي آنان با بنا هايي بزرگ و با شکوه و ظاهرا آباد است ولي از هدايت و اصلاح مردم خراب و بي خاصيت و بي اثر است .


     


     


     


    الان همان زمان است مردم به اصطلاح مسلمانند ولي رفتار و کردار آن ها مغاير و متضاد با اسلام هست .


     


    مساجد پر زرق و برق شده ولي جايگاه انسان سازي و پايگاه رشد و اعتقاد و ايمان مردم نيست بلکه فقط وسيله شده براي هموار کردن مسير بعضي کارهامون .


     


     


     


    انتظر  و الفرج و لا تياسو من رحمه الله فان احب الاعمال الي الله عزوجل انتظار الفرج


     


     


     



  • + نشونه داغ بندگي خدا يا شيطان؟؟؟

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 31/2/1386:: 10:29 عصر

    مي گي از کجا بفهمم داغ بندگي خدا رو رو خودم گذاشتم يا بندگي شيطان رو ؟


    دانستنش خيلي آسونه : (( از کوزه همان طراوت که در اوست )) اگه نفست داغ بندگي خدا خورد قلبت به توحيد متمايل مي شه.


    زبانت دستت پاهات همه اعضاء و جوارحت تو راه بندگي خدا مي افته .


    اما اگه داغ بندگي شيطان خورده باشه با خدا سر و کاري نداري.


    واي به حالمون اگه در ظاهر ادعاي بندگي خدا کنيم ولي نفسمون به داغ بندگي شيطان بسته شده باشه .


    شيخ شوشتري در مواعضشون گفتند :(( آيا در عمرت يک مرتبه لا اله الا الله درست گفته اي؟؟؟))


    حالا من مي گم آيا در عمرمون يک مرتبه بسم الله درست گفتيم ؟؟؟


    گفتيم خدايا بنده تو هستيم


    نه بنده هوا و هوسمون ؟؟؟؟


    مي گن حفظ ايمان خيلي مشکله خدا خودش کمکمون کنه !


    من جاء باالحسنه فله عشر امثالها ( سوره انعام _آيه 160)


    هرکه عمل حسنه اي بياورد براي او ده برابر محسوب خواهد شد .


    نگفته هر کي عمل حسنه انجام بده بلکه از لفظ ((من جاء ب ))


    استفاده شده يعني هرکي عمل حسنه بياره .


    نگه داشتن عمل از آفت ضايع شدن و رساندنش به صحنه قيامت مطلوب هست .


     


    مثلا حديثي از پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله وسلم ) هست که فرمودند هرکه تسبيحات اربعه را ذکر کند برايش در بهشت درختاني کاشته مي شود .


    يکي از اصحاب عرض کرد :(( پس ما درختان بسياري داريم . آن حضرت فرمود : به شرط آکه آتشي نفرستي که آن ها را بسوزاند . پس بالا تر از انجام عمل محافظت


    آن از آفات است .


    خدا به هممون توفيق بندگي در راهش رو عنايت کنه .


    آمين يا رب العالمين  



  • + قيامت که شد تازه مي فهميم و به عملکرد خودمون آگاه مي شيم

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 18/12/1385:: 12:34 عصر

     


    بسم الله الرحمن الرحيم


     


    اون روز اوضاع آفرينش در هم ريخته مي شه . و انسان مي فهمه در دنيا چي کار کرده و چه چيزي را بعد از خودش از


    خير و شر به جا گذاشته .


    در حديثي از رسول اکرم(ص) و حضرت علي (ع) آمده:


     


    (( چون کسي بميرد مردم گويند چه ارثي گذاشته و فرشتگان مي گويند چه فرستاده است ؟؟؟))


     


    در آن زمان است که متوجه مي شود چه کارهايي را انجام داده و چه کارهايي را به تاخير انداخته .


    آيا در زندگي امورآخرت را مقدم مي داشته ؟؟؟


    يا اصل در زندگي او دنيا بوده و وظايف ديني و عبادي را پشت سر مي انداخته ؟؟؟


    البته هر مومني از طريق قرآن و سنت و حديث مي داند که نتايج اعمال انسان در قيامت چيست و مي داند که


     ذره اي نيک و بد از او صادر شود محاسبه خواهد شد . ولي انسان در قيامت به اين علم مي رسد .


     


    علم آدمي نسبت به قيامت به دو گونه تقسيم مي شود :


    1) علم اجمالي : به صورت کلي از طريق معارف اسلامي به اين امور آگاهي پيدا مي کند ولي جزييات را نمي داند و


    مادامي که انسان در اين دنيا است رسيدن به علم تفصيلي غير ممکن است .


     


    2) علم تفصيلي : علم به جزء جزء جريانات قيامت با لمس و مشاهده و شهود که فقط در صحنه قيامت پديد مي آيد .


     


    انسان در اين دنيا فقط ظاهر اعمال خود را مي بيند ولي در قيامت صورت باطني آن را مي بيند .


    مثلا در دنيا او مي بيند مال حرامي را مي خورد ولي در قيامت صورت باطني مال حرام که آتش بوده را خواهد ديد که در دنيا مي بلعيده .


     


    بحثمون را کم کم جمع مي کنيم تا به يک نتيجه برسيم .


    ما آدم ها تصور مي کنيم چون خدا کريم هست پس حساب و کتابي در کار نيست و با  وجود کرامت وسيع خدا وند


    گناه کردن مشکلي نداره . در صورتيکه اين نوع فکر کردن يک نوع انکار روز قيامت هست .


    بايد توجه داشته باشيم مراقبان اميني از نوع فرشتگان بر انسان گماشته شدند که دقيقا آنچه انجام مي دهند را ثبت کنند .


     


    اين کرم و احسان خداوند نسبت به انسان غفلت و معصيت و بي بند و باري رو نمي طلبه بلکه شکر و اطاعت و بندگي رو مي طلبه .


     


     


    جان و مغز کلام اين هست که : متکي شدن به کرم خداوند حد معيني داره و آن اينکه کرم خدا در اين حد است که تمام استعداد ها و امکانات هدايت و ايمان را به انسان داده و پيامبر و کتاب هدايت ارسال کرده و ما هم بايد از اين کرامت ها استفاده کنيم و مطيع باشيم نه انکه غافل و بي توجه باشيم .


     


    شاهد اعمالي که از ما سر مي زنه در قيامت علاوه بر خداوند و فرشتگان پيامبر (ص) و ائمه ( عليهم السلام )


    مومنان صالح و بعد از آنها اعضاي پيکر انسان از دست و پا و زبان و پوست بدن و نيز زمين است که همه اينها در قرآن ذکر شده .


     


    در نهايت ابعاد حوادث هولناک قيامت به قدري گسترده و عظيم هست که با هيچ بياني براي جنس بشر قابل توصيف نيست . و شايد هم به همين دليل باشد که تا انسان روز ظهور باطن و ظهور قهاريت خدا را با ديده شهود نبيند چيزي از آن درک نمي کنه .


     


    در اون وانفساي قيامت هيچ کس قادر نيست در مورد ديگري خيري به او برساند و يا باالعکس شري را از او دفع کند و در آن روز مالکيت مطلق در دست خداوند است . البته مالکيت خدا اين دنيا و آن دنيا ندارد بلکه منظور اين است که در قيامت فقط مالکيت صوري انسان بر ملاء شده و مالکيت حقيقي خدا براي آدمي ظهور پيدا مي کند و متجلي مي شود و انسان در آنجا واقعا هيچ پناهي جز فضل خدا به شرط وجود اعمال صالح ندارد .


     


     


     


     


     


     


     


     


     


     



  • + ويل لکل همزه لمزه

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 4/12/1385:: 5:40 عصر

    بسم الله الرحمن الرحيم


     


    واي بر هر عيبجوي طعنه زن !


     


    واي بر آنان که تمام همت خود را متوجه مال اندوزي کرده و ثروتمندي را ملاک شخصيت افراد مي دانند و افرادي را که مرفه نباشند را فاقد ارزش مي دانند .و استهزاي آنان را جايز مي شمارند .


     


    اين افراد طبيعي است که در مقابل اسلام مي ايستند .ولي غافل از اين هستند که بدترين نوع آتش جهنم آنها را تهديد مي کند .آتشي که دل آنها را مي سوزاند . زيرا قلب آنها که بايد خانه خدا باشد از عشق دنيا پر شده .


     


    واب بر هر عيبجوي مسخره کننده . آنان که با نيش زبان و اشارات در پشت سر و پيش روي مردم آنها را استهزاء


    مي کنند و مردم را با القاب زشت و زننده ياد مي کنند .


    آنان که ميان مردم تفرقه مي اندازند . و مردم را با عيوب توصيف مي کنند .


     


    الذي جمع مالا و عدده


     


    دلباخته مال دنيا شدند و آن را عامل کبر و غرور و غيبت مي دانند .


    محور سخنشان هميشه مال و ثروت و آمار آن و راه هاي ثروت اندوزي است .


    برايشان تفاوتي نمي کند که از حلال باشد يا از حرام .


     


    يحسب ان ماله اخلده


     


    خيال مي کنند با داشتن ثروت همه مشکلشان حل شده و به حيات جاويدان دست يافته اند .


    توکل اين افراد بر مال دنياست.


    لذا زمانيکه مال را از دست مي دهند . احساس مي کنند به آخر راه رسيدن و بن بستي در مقابلشان است و تمام راه ها به رويشان بسته و نا اميد مي شوند حتي کار به جايي مي رسد که قتل نفس مي کنند .


    اين افرد کساني هستند که ثروتمندان را عظيم تلقي مي کنند و محرومان را بي ارزش .


     


    کلا لينبذن في الحطمه


     


    در صورتيکه اينطور نيست . ثروت جاودانگي را به همراه ندارد . آنها با ذلت و خواري در آتش خرد کننده پرتاب مي شوند .


    آتشي سوزان که اعضاي بدن را خرد مي کند .


     


     


    و ما ادريک ما الحطمه 


     


    آن آتش بر افروخته خداوند است نه آتش دنيايي که به دست مردم افروخته مي شود .


    اين آتش از غضب خدا نشات گرفته .


     


    نار الله الموقده 


    التي تطلع علي الافئده


     


    آتشي که به دل ها سر مي زند و از درون مي سوزاند .


     


    انها عليهم موصده


     


    اين آتش سوزان بر سر آنها مانند سرپوشي است که از همه جا مسدود شده و راه گريز را گرفته است .


     


    في عمد ممده


    در هاي بسته اين آتش با ستون هايي بزرگ محکم شده و يا با ميخ هاي عظيم محکم گشته است .


     



     


    التماس دعا


    به اميد اينکه هيچ کدوممون جهنمي نباشيم .


     


     



  • + بي اعتنايي !!!

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 30/11/1385:: 11:18 عصر

     


    بسم الله الرحمن الرحيم


     


     


    امروز به بررسي و تفسير سوره ماعون مي پردازم .


    آيات اين سوره به ما خاطر نشان مي کند که تمام صفات رذيله و از خدا بي خبري مانند راندن قهر آميز يتيمان 


    بي تفاوتي نسبت به وضع محرومان ريا در عبادات و بخل از کوچک ترين کمک به ديگران همگي معلول بي اعتنايي انسان


    به روز قيامت و رستاخيز است .


     


     


    مضمون سوره اين گونه است که مي فرمايد :


    (( آيا ديدي کسي را که روز جزا را پيوسته انکار مي کند .))


    توجه ما را از همين ابتدا به آثار شوم انکار معاد جلب مي کند .


     


     


    اينطور افراد يتيم را با خشونت از خود مي رانند و اين در حالي است که او به محبت پدرانه احتياج دارد.


     


    ديگران را به اطعام مستمندان تشويق نمي کند .


     


    نماز گزار هست ولي نماز را دست کم مي گيرد و به فراموشي مي سپارد .


    نه به اوقات نماز توجه دارد و نه آداب آن را مراعات مي کند .


     


    در واقع کسي هست که نماز را در حاشيه زندگي خود قرار مي دهد .


    يعني به نص صريح قرآن :الذينهم عن صلاتهم ساهون


    يعني غافل و بي اعتنايي که بي اعتنايي و خطا را عمدا انجام مي دهد .


     


    فرديکه پيوسته ريا مي کند . نماز را براي کسب اعتبار و به دست آوردن امتياز مي خواند .


    در واقع از نماز دنيا را مي طلبد .


     


    يک حديث بسيار زيبا از پيامبر اکرم ( صلي الله عليه و آله و سلم ) :


    زماني مي آيد که باطن مردم زشت و آلوده مي شود ولي ظاهرشان زيبا . به خاطر طمع دنيا پاداش الهي را نمي طلبند . دين آنها ريا مي شود .خوف خدا از دلشان بر مي خيزد . لذا خدا آنها را به عذاب سختي گرفتار مي سازد که هر قدر خدا را مانند غريقي بخوانند هرگز دعايشان مستجاب نمي شود .


    اصول کافي / ج 2 / باب ريا


     


    يا مثلا به گفته رسول اکرم (ص) : کسي که وسايل ضروري و کوچک را از همسايه اش دريغ مي کند .


    خدا او را از خير خود در قيامت محروم مي کند و او را به حال خود وا مي گذارد و خدا هرکه را به خود وانهد چه بد


    حالي خواهد داشت .


     


    و يا در حديث ديگري از ايشان مي خوانيم :


    شخص رياکار در قيامت با چهار نام صدا زده مي شود : اي کافر !  اي فاجر ! اي حيله گر ! اي زيانکار !


    عملت نابود شد و اجرت باطل گشت و امروز هيچ راه نجات نداري و پاداش خود را از کسي بخواه که براي او عمل کرده اي !


     


    نمونه / ج 27 / ص 365 و 363 / به نقل از نور الثقلين و وسائل الشيعه


     


     


    خدايا ! کمکمان کن تا در عصر غيبت مهدي فاطمه (س)  و خبر نداشتن از آن حضرت يقين ما به وجود عزيز او و انتظار ظهورش و ياد او و ايمان به امامت و زنده بودنش از ما سلب نشود و توفيق دعا کردن جهت تعجيل در امر ظهورش و صلوات فرستان بر آن عزيز را از ما نگير و (( فقو قلوبنا علي الايمان به )) تا بدين وسيله راه سعادت را دنبال کنيم و در طريق مستقيم هدايت گام برداريم و ما را از اعوان و انصار آن بزرگوار قرار بده و به ما بينش و بصيرتي عنايت کن که به تمام برنامه هاي عملي آن سرور راضي باشيم و هيچ گاه اجازه اعتراض به خود ندهيم .


     


    پروردگارا ! حجت و نماينده ات را در زمين به من بشناسان . اگر او را نشناسم و امامت او را درک نکنم قطعا گرفتار گمراهي و سرگرداني مي شوم .


    باشد که بنده اي باشم که تو از او راضي و خشنود باشي .



     


    التماس دعا


     


     


     


     



     


     


    بسم الله الرحمن الرحيم


     


    امروز به بررسي سوره زيباي ديگري از قرآن مي پردازم . الله اکبر !


    اين سوره کوچک توانسته تمام علوم و مقاصد قرآن را در خود جاي دهد .


    سوره مورد نظر سوره عصر مي باشد .


    اين سوره به دو موضوع مهم اشاره دارد :


    1) عمر انسان به عنوان يک سرمايه لحظه به لحظه از دست مي رود و از اين جهت آدمي در زيان و ضرر است مگر آنان که لحظات عمرش را با ايمان و اعمال صالح پر کند .


    2) مومنان بايد در ميان خود يکديگر را به ايمان و تقويت عقايد و صبر توصيه کنند و معرفت خود را قوت و رونق ببخشند .


     


    والعصر (1)


    ان الانسان لفي خسر (2)


     


    قسم به زمان و عمر


    که همه انسان ها در زيانند


     


    آن چيزي که همه انسان ها مي بازند ؟؟؟؟


    جواب: امانت عمرشان است .


     


    اگر انسان چيزي را از دست بدهد و در مقابل آن چيزي نگيرد اين ضرر و زيان در معامله است .


    همه اهل زيانند مگر مومنان .


     


    فخر رازي: معني اين آيه را از يک يخ فروش ياد گرفت .


    زمانيکه مي گفت : ايها الناس ! رحم کنيد به کسيکه سرمايه اش آب مي شود .


     


    و آنجا بود که دانست عمر انسان هم ذوب مي شود مگر آنکه اعمال صالح و شايسته آن را جبران کند .


     


    نکته ژرف و قابل توجه :


     


    عده اي از مفسران گفته اند : منظور از کلمه عصر =عصر رسول الله (ص) بوده .


    از آن جهت که تاثير آن در اعصار بعدي نيز سرنوشت ساز شده و متناسب با آيه بعدي است .


    تنها مردمي اهل نجات هستند که از اين مکتب و فرآورده هاي اين دوره هدايت گرفته باشند .


     


     


     


    در آيه بعدي سخن از سفارش به حق و استقامت شده . اول صحبت از ايمان و عمل صالح شد و بعد يکي از عوامل موثر در تداوم و تقويت ايمان و عمل در جامعه را بيان مي کند .


     


    پس اگر در جامعه اي جو دين گرايي و احياي سنت هاي ديني مثل پر کردن مساجد


     



     


    عمومي کردن آموزش قرآن و اسلام و اجراي مراسم ديني و عبادت هاي دسته جمعي مانند نماز جمعه


    و دعاي کميل و اعتکاف و غيره جان بگيرد موجب مي شود که مومنان در ايمان و عمل شور و شوق بيشتري پيدا کنند .


     


    با نگاهي عميق به آيات پي مي بريم که هدف الگو سازي هست . به درون سازي تشکل هاي اسلامي مربوط مي شود .


    که همه اينها بر اساس ايمان به خدا و عقايد و معارف ديني استوارند و اگر تقويتي درونشان از اين جهات صورت نگيرد به افول و پژمردگي گرايش پيدا مي کنند.


    و اين خود خطري بزرگ است .


     



     



     


     


    تا نهايت و آخر اين سوره که مي خوانيم به اين نتيجه و اصل اساسي مي رسيم مومنان به عنوان يک نهاد و گروه اسلامي اول بايد خود را حفظ کنند


    و دين و عقيده خود را با برهان تقويت کنند و يکديگر را به حق امر توصيه کنند پس هم معلمند و هم متعلم . اينجاست که مي توانند براي ديگران الگو باشند .


     


    در حديثي روايت شده : زمانيکه اصحاب و ياران پيامبر اکرم ( صلي الله عليه و آله و سلم ) به يکديگر مي رسيدند پيش از آنکه از هم جدا شوند اين سوره را مي خواندند و محتواي آن را ياد آور مي شدند .


    در المنثور / ج 6 / ص 392 / به نقل از نمونه ص 303


     


     


    خدايا ! توفيق درک آيات و نشانه هايت را در ( ارض و سماء) به ما عنايت کن .


    اگر گناهانمان حجاب و حائلي بين ما و دين و عقايد حق و کتاب تو ايجاد کرده خدايا ! به رحمانيتت و به ستار العيوب بودنت ما را ببخش و به راهي که خود مي پسندي هدايت کن .


    پروردگارا ! ما نيک و بد خود را نمي دانيم خودت دستمان گير و صراط مستقيم را به ما بنما .که تو خود فرموده اي : (( عسي ان تکرهو شيء و هو خير لکم و عسي ان تحبوا شيء و هو شر لکم ))


    خدايا ! تو چنان کن که روز قيامت مارا (( يوم التغابن )) نباشد .


     


    الهي و ربي من لي غيرک


    الهي و ربي لا تکلني علي نفسي طرفه عين ابدا


    و ......


     


     


    التماس دعا


     


     


     



    سوره اي که امروز مورد بررسي قرار مي دهم سوره فلق مي باشد .


    انسان همواره در معرض شر و بلا واقع مي شود . و غالبا از زمان و مکان ورود آنها غافل و بي خبر است .


    تنها کاري که مي تواند انجام دهد پناه بردن به وجود خداوند است .


    از اين جهت که تنها اوست که از زمان و مکان زيان رساني موجودات با خبر است .


    اين پناه بردن به خداوند و خواندن اين سوره موجب مي شود که خدا يا بلا را برگرداند و يا به صورتي دل انسان را از وقوع حادثه آگاه کند .


     


    پناه ببريم به خدايي که همه چيز را آفريده . نسبت به شرآفريده ها آگاه هست . و خير و شر آنها هم در مهار اوست .


    تنها کسيکه مي تواند خطر هر بلايي را دفع کند خداوند است .


    اکثر شر و بلا ها از قبيل حمله دشمن  و دستبرد سارقين و هجوم حيوانات و حشرات در تاريکي شب است .


    پس مي گوييم به خدا پناه مي بريم از شر هر موجود موذي و مزاحمي که هجوم مي آورد چون آن هم غالبا در شب است .


     


     


    همينطور پناه بردن به خداوند از نفوذ و القائات زنان نادرست در مردان که بر تصميم آنها تاثير مي گذارند و آنها را طبق هوس هاي خود به انحراف مي کشانند .


    و پناه مي بريم به خداوند از وجود جمعيت هاي وسوسه گري که با القاي فرهنگ باطل و تبليغات سوء خود و يا با هر وسيله اي در عقايد مردم انحراف ايجاد مي کنند .


     


    بله از شر ساحر و جادوگر به خداي متعال پناه مي بريم .


    و مهم تر از شرحسودي که دست به توطئه مي زند به پروردگارمان پناه مي بريم .


    حسادت منشاء بسياري از گناهان کبيره است . فرد حسود منتظر زوال نعمت محسود است .


    هميشه در فکر است که چگونه مي تواند مزاياي حريفش را از چنگالش در بياورد . گاهي به او نسبت دروغ مي دهد و گاه نسبت هاي ناروا و گاهي به او ضرر و زيان مي رساند و در راه رسيدن به مقصود خود به هر کاري دست مس زند .


    فرديکه حسود است به دنبال اين بيماري روحيش دچار ضعف شديد بدني و قواي جسماني مي شود .


    اين فرد نيروي فکريش دستخوش اختلال و دگرگوني مي شود و در نهايت به جنون مي کشد .


    در اين مرحله است که ديگر نمي فهمد چه کند ؟؟؟


     


    ما به کرات شنيده ايم و خوانده ايم که آزمندي دست به خون حريف آلوده شده است .


    در زشتي حسد همين بس که بگوييم نخستين قتلي که در عالم رخ داده به خاطر حسد قابيل فرزند آدم (ع) بوده است .


     


    در آخر به يک نتيجه کلي مي رسيم که با قرائت سوره (( فلق)) به سلامت جسم و زندگي مي رسيم .


     


     



     


     


     


     


     



  • + فکري مي کني به يقين رسيدي؟

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 16/11/1385:: 9:33 عصر

    بسم الله الرحمن الرحيم


     


    مرحله عالي ايمان (( يقين )) است . يقين علميست که شک و ريب در آن راه نداشته باشد .


     


    مراحل يقين : 1 ) علم اليقين


                        2) عين اليقين


                        3) حق اليقين


    علم اليقين: باوري است که انسان با آن از آثار پي به موضوع مي برد .


    مانند کسيکه از مشاهده دود به وجودآتش ايمان مي آورد . در تفسير الميزان آن را به معناي (( مشاهده قلبي))


    آورده .          (( در دسترس عموم هست .))


     


    عين اليقين : مقام شهود است .


    مانند کسيکه با چشم خود آتش را مشاهده مي کند .   براي پرهيزکاران وارسته است .


     


    حق اليقين :  مقام لمس شهود است .


    يعني سوزش آتش را حس مي کند . در همين دنيا براي اهل معرفت است .


     


    در حديثي آمده : از رسول خدا (ص) سوال کردند آيا راست است که بعضي از ياران عيسي (ع) روي آب راه


    مي رفتند  ؟


    پيامبر اکرم (ص) فرمودند : اگر آنها يقينشان بيش از آن بود بر هوا راه مي رفتند .


    تفسير الميزان / ج 6 / ص200


     


     


    واقعا خداييش ما کجاي راهيم ؟


    عمرمون داره به سرعت برق و باد مي گذره . چرا هيچ کاري نمي کنيم . نياد روزي که بگيم:يا ليتني قدمت لحياتي !!!


    خدايا خودت ظلمات جهل و ناداني و نافرماني و عصيان را از ما دور کن .



     


     


    و فجر و سپيده دم ظهور را با اقدام مبارک بقيه الله ( ارواحنا لمقدمه فدا ) نزديک فرما .


     


     


    يا صاحب الزمان سر بازار محبت با رشته کلافي سر سوداي تودارم . بيا !!!


     


     


     


    يوسف زهرا نگذار دشمن شاد شيم . همه مي گن اين منجي که مي گيد مي ياد پس کوش ؟ آقا جان ما که


    مي دونيم هستي جواب اينا را چطور بديم . وقتش نرسيده غيبتت تموم شه ؟؟؟؟


     


     


    روزها شتابان ازپي هم مي آيند و مي روند و ما همچنان در حسرت ديدار روي زيباي شما اي يوسف فاطمه (س)بيتابيم.
    اي مولاي سبز پوش!
    اي موعود مهربان!
    به من بگو در کدامين آدينه سبز
    به پيشوازت بياييم !
    راستي از چه گلي خوشتان مي آيد تا تقديم راهت نماييم!
    شما خود سرشار از عطر گلهاي نرگس هستي!
    بگو که سخت بيتابيم و چشم به راه سپيده ظهور در صبح زيباي مکه و در روشنايي کعبه مي باشيم


     


     


    امام زمان !


    راه وصال بستي يا بهتران نشستي


    رو کن به هر که خواهي گل پشت و رو ندارد



     



     


     


     


     



     


     


    از همه التماس دعا دارم .



       1   2      >

  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ