اگر تو به زندگى پشت کرده‏اى و مرگ به تو روى آور است پس چه زود ديدار ميسر است . [نهج البلاغه]
افق بيکران روح من
 RSS 
 Atom 
خانه
ايميل
شناسنامه
مديريت وبلاگ
کل بازديد : 19908
بازديد امروز : 36
بازديد ديروز : 37
........... درباره خودم ...........
افق بيکران روح من
فاطمه گودرزي[33]
بياييم منيت ها را بشکنيم .

........... لوگوي خودم ...........
افق بيکران روح من
........ پيوندهاي روزانه........


..... فهرست موضوعي يادداشت ها.....
خداشناسي[33]

............. بايگاني.............
ا ليس الصبح قريب يا مهدي (( عج ... [18]

..........حضور و غياب ..........
يــــاهـو
........... دوستان من ...........
کسب درآمد اينترنتي
آقاشير
خداي که به ما لبخند ميزد

يا کوثر به فريادمان برس.................
حجاب
خلوتم پر است از حسي غريب
باشگاه
تمام زندگي من...

......... لوگوي دوستان من .........































قافله شهداء - به روز رساني :  1:50 ع 26/11/1386

وبلاگ ايران اسلام - به روز رساني :  1:50 ع 26/11/1386







............. اشتراک.............

نام:

ايميل:

 

............آواي آشنا............

........... طراح قالب...........


   [آرشيو شده ها]
  • + مي دوني چي کم دارم ؟؟

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 9/8/1386:: 6:23 عصر

    بسم الله الرحمن الرحيم


    و الله خلق کل دابه من ماء فمنهم من يمشي علي بطنه و منهم من يمشي علي رجلين و منهم من يمشي علي اربع  يخلق الله ما يشاء ان الله علي کل شي ء قدير


    سوره نور /45


    ترجمه:و خدا هر جانوري را از آب آفريد


    برخي از آنان بر شکم مي روند


    برخي بر دو پا و


    برخي بر چهار پا حرکت مي کنند


    خدا هر چه بخواهد مي آفريند


    که خدا بر هر کاري توانا است.


     


    اول از همه يه عذر خواهي کنم به خاطر دير اومدنم .


    معمولا مطلبي را در اينحا منتقل نمي کنم مگر به جون و دل بپذيرم و به عبارت دقيق تر به دلم بيفته تا يادداشت کنم .


     


    بالا خره بعد از چند وقت اين اتفاق افتاد .دوست دارم آيه اي رو  که براتون نوشتم يه بار ديگه بدون توجه به معناي ظاهريش بخونيد .


    و اين بار با يه نگاه عميق تر . مخصوصا روي اين کلمات :((بطنه ))  ((اربع ))  ((رجلين ))  ((طير )) .


    به ترتيب با اين معاني :(( شکمش /چهار دست و پا / روي دو پا / پرواز )).


    حالا با من همراه بشيد . قراره من و توي بچه شيعه يه تفاوتي با ديگران داشته باشيم . پا رو از ظاهر کلمات و آيات فراتر بگذاريم .


    بيايم به روايات صحيح رسيده از اهل بيت پيغمبرمون محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله و سلم ) در اين باره رجوع کنيم .قرآن يه ظاهري داره و يه باطني .


    بيايم به باطنش از راهش که ائمه معصومين (عليهم السلام ) هستند پي ببريم .


    بل هو آيات بينات في صدور الذين  اوتوا العلم


    سوره عنکبوت /آيه 49


    آيات قرآن روشن هست در سينه آنان که علم داده شده اند و آيات ما را جز ستمکاران انکار نکنند.


    اوتوا العلم : پيغمبر و ائمه معصومين (عليهم السلام )


    در زمينه ماديات و معنويات هر سوالي داشته باشيم پاسخگو هستند .


    اين آيه هم همين رو مي خواهد بيان کنه که معرفت و علم ما ها اينحوريه :بعضي ها اول راهند رو شکم راه مي رن بعضي ها يه مرتبه بالا ترن 4 دست و پا باز يه سري ها روي 2 پا راه مي رن باز مرحله ديگه هم هست و اون هم پرواز .


    اما يه چيزي مي مونه به خودم مي گم : فاطمه ! مي خواي بيفتي تو اين وادي متوسل شو . بگو يا علي !بگو مي خوام رنگ و بوي شما رو بگيرم نه گناه و خطا و کفر نعمت رو .


    بعد پرواز رو يادمون مي دن .


    مولامون امير المومنين (عليه السلام )  :


    ينحدر عني اليل و لا يرقي الي الطير


    از من است که سير علوم جاري مي شه و هيج پرنده اي به اوج پرواز من نمي رسه .


     


    پس از راهش وارد مي شيم .


    خدا مي خوام آدم بشم .راهش رو بهم ياد دادن .مونده يه بسم الله و توکل .


    اميد وارم لياقت اين راه رو داشته باشم .


    از خدا مي خوام خداييم کنه .


    دل و جونم و کربلايي کنه .


    من و کنيز در اهل بيتم کنه.


    التماس دعا


    خواهر کو چکتون


     


     


     


    ا


     



  • + تو عشقت خودم رو باختم دوستت دارم.

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 27/7/1386:: 3:32 عصر

    بسم الله الرحمن الرحيم


    چون دوستون دارم ميخوام امروز قبل از اينکه پيمونه عمرم پر شه و فرصت رو از دست بدم يه کار عرفاني يادتون بدم که به ياد موندني بشيد .و نامتون تو امت هاي بعدي باقي و برقرار باشه .بشيد اسوه و الگو براي بعد از خودتون . مي خوام همتون جاودانه بشيد و اسماتون تو ليست ((پاکبازان عشق کوي دوست )) ثبت بشه .


    مومن بشيد .ايماني داشته باشيد که سرشار از ايثار و فداکاري تو راه خدا باشه .خدا هم خيلي شاکر و قدردان هست و پاداش محسنين را فراموش نمي کنه . نه تنها پاداش هاي مناسبي را در نظر مي گيره بلکه عمل اونها رو هم زبان زد عام و خاص مي کنه . کارهاي خالصانه مخفي رو علني مي کنه .


    کذلک نجزي المحسنين


    انه من عبادنا المومنين


    مي خواد دعاي خير مردم را به سمت و سوي ما بکشه و جلب کنه که خود اين هم باز به نوبه خودش يه پاداش ديگه به حساب مي ياد .


    بعضي وقت ها دچار امتحانات سختي تو زندگي مي شيم که حکمتي توش نهفته .مثلا يه نمونه براتون بگم؟؟؟


    در مورد حضرت ابراهيم (ع)فکر مي کنيد براي چي آن حضرت را با امتحان سختي مثل قرباني کردن فرزندش آزمايش کرد ؟؟؟؟


    بله . درسته .معلومه تا اينجاي بحث باهام همراه شدين .


    چون مي خواست روشن بشه که محبوب اول ابراهيم خدا هست يا اسماعيل يا اسماعيل هاي ديگه تو زندگيش .


    خدا به هممون توفيق بده از آزمايش هاش سربلند بيرون بيايم .


    براي اون روزيکه ((خافضه الرافعه)) هست .


    يه عده رو پست مي کنه   پايمال و ذليل و بدبخت و کوچيک مي کنه .هرچند تو اين دنيا عزيز و گرامي باشند .اون روز ديگه روز خفتشون هست و کسي بهشون اعتنا نمي کنه اما در عوض يه عده داراي مقام رفيعي ميشن و اين بر مي گرده به همون بندگي و فرمانبرداري و شاکر بودن و کفران نعمت نکردن و هزار تا چيز ديگه که خودتون بهتر از من مي دونيد .


    بيايم وجود مهربونش رو در هر چيزي ببينيم شاکر باشيم و ازش بخواهيم که محبت و عشقش رو تو قلبامون مستحکم تر کنه .


    از اين به بعد اين چشمار و باز کنيم به خدا حرفه مي گيم بينا هستيم خيليهامون کوريم کور کور.


    ببينيم چقدر پروردگارمون بهمون لطف داره سرتا پامون رو در هر حال غرق نعمت و احسانش کرده ولي ما افسوس که ناسپاسيم .


    فقط کفران نعمت مي کنيم حالا هر کي به يک طريق .من يه جور ديگران هم يه جور.


    انت المحسن و نحن مسيئون


    دست از غفلت ها بکشيم .دلاي غافل من و تو همش تو خطرن .خطر صيد و شکار شيطون لعين .


    علاجش چيه ؟


    اينم من بگم ؟؟؟؟


    تذکر و ياد آوري و اينکه اگه دچار غفلت شديم راستي راستي از خدا بخواهيم و يقين هم بدونيم که دست رد به سينمون نمي زنه .بخواهيم کمکمون کنه.دستامون رو بگيره تو مسير صراط مستقيم هدايتمون کنه .راه و چاه رو نشونمون بده.


    اللهم اني اسئلک ايمانا تباشر به قلبي


    اسئلک ايمانا لا اجل دون لقائک


    راهش اينه که ازش دور نشيم و فکر کنيم بگيم ساعت آخر عمرمون دلمون کجاست ؟


    نکنه دل من و تو آشفته باشه .هرچيزي توش باشه غير از ياد و عشق خدا .


    نکنه سرگرم دنيا شديم و از ياد آخرت غافل .نه اراده خيري کرده باشيم و نه اقبال و توجهي به بهشت و همجواري با صالحين و بنده خوباي خدا .


    اگه دلمون غافل شد بدونيم ارزش و قيمتي نداره با کوچيک ترين اشاره شيطون لبيک مي گيم .چون تکيه به خدا نکرديم که محفوظ باشيم .


    بعد عزيزاي من دلامون ميشه مثل يه پارچه کهنه که پوسيده با يه حرکت مختصر پاره پاره ميشه .


    اما آن دلي که ياد خدا هميشه توش تبلور داشت و هر روز عشق خدا تازه تر و تازه تر بود و کهنگي به خوش نمي گرفت مثل اون پارچه نو هست که به اين زودي ها پاره پاره نمي شه.


    سرتون رو درد آوردم .


    حلالم کنيد .


    آخرش نفس سرکش خودم رو مخاطب قرار مي دم .شما ها که خوبيد .


    نمي ترسي که مرگت خفته گيرد


    دلت را غافل و آشفته گيرد


     


    التماس دعا


    خواهر کوچيکتون



  • + کاش مي دونستم!!!مي فهميدم...

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 26/7/1386:: 12:22 صبح

    بسم الله الرحمن الرحيم


    اون موقع که غرق نعمتم مي کردي و غرق نعمتم مي کني نمي فهمم .شاکر نيستم .


    ((هرچي رو براي خودت نمي پسندي براي ديگران هم نپسند))=*با کوچکترين خدمت و قدمي منتظر تشکر و جواب خوش خدمتيم هستم .


    و....


    پس چطور مي شه که نوبت به رب و خالقم مي رسه يادم ميره شاکر نعمت هاش باشم .


    چطور مي شه نعمتت را از ناحيه تو نمي دونم .خدايا ! بهم بصيرت بده .


    يا نعمتت رو نمي بينم يا از غير تو مي بينم .


    راست گفتي :(( و قليل من عبادي الشکور))


    اين همه نعمت که به همه مي دي به کوچيک و بزرگ   همه و همه مثل نعمت آب و هوا . ولي ما به خاطر اينکه فراوون و هميشگي هست اين نعمت هات رو نمي بينيم .اما


     اگه يه دسته اسکناس به دستمون برسه اون رو نعمت مي بينيم .


    اگه از نبودن هوا و يا کمبودش دچار خفگي بشيم يا مثلا با بي آبي روبرو بشيم تازه مي فهميم اينا چه نعمت هاي بزرگي بودن.


    اين حرفا رو بهش توجه کن !


    (( والعطشان الذي ارويته و الجائع الذي اشبعته ....))


    منم اون تشنه اي که سيرابم کردي و گرسنه اي که سيرم کردي و...))


    اونجاست که با مولامون زين العابدين سيد الساجدين هم صدا مي شيم و زمزمه مي کنيم .


    ديگه اگه نعمت رو هم ديديم مستقيم از وجود خدامون مي بينيم.


    ديگه نعمت رو از واسطه ها نمي بينيم.ديگه نمي گيم آب رفع تشنگيم کرد و نان رفع گرسنگي. 


    (( ولا تجد اکثرهم شاکرين ))


    سبب رو مي بينيم و از سبب ساز غافليم .


    بيايم از اين به بعد نعمت هاش رو بشمريم که خود اين هم شکر نعمت هست .چون ما را متوجه خالقمون مي کنه .


    بيايم نسبت به نعمت هاش خوشنود باشيم .


    (( و الرضاء بما اعطي))


    اين کارا دوستي ما و خدامون رو مستحکم تر مي کنه .


    مي دونين يعني اون موقع ديگه همون نعمت وسيله مي شه براي وصال ما .


    خدامون رو دوست داريم نعمتشم دوست داريم و هدف اصليمون هم خود خداست .


    همه نعمت هاش وسيله مي شن براي اينکه ما رو ياد محبوبمون بندازه .


    مثلا نعمت اعطاي اولاد رو براتون بگم .به اولادمون علاقه داريم چون نعمت خدامون هست بعد با تربيت اونها خيري از خودمون باقي مي گذاريم .


    خلاصه اينکه يه شکر واقعي هست که فقط تو مرحله نعمت باقي نمونده و ما رو متوجه محبوبمون مي کنه .


    اونجاست که نعمت هاش رو وسيله مقرب بودن به خدا مي دونيم و اون نعمت ها رو به جاي خودش مصرف مي کنيم .


    خدا خودش به هممون توفيق شکر نعمت بده و روز به روز بيشتر مقرب درگاهش کنه.


    آمين يا رب العالمين


    التماس دعا


    خواهر کوچکتون 



  • + تو تاريکي و ظلمات شب اشکام رو ديدي؟

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 11/7/1386:: 10:18 عصر

    بسم الله الرحمن الرحيم


     


    حتما تو اين شب هاي ماه رمضان سريال(( اغماء)) رو مي بينيد و تا به حال پي به مراد و منظور اصلي اين سريال بردين .


    درسته ! ايمان.


    اون چيزي که تنها با زبان و شعار نيست بلکه هميشه همراه با آزمايش است .پس مدعي داشتن ايمان کافي نيست و بايد عملکرد


    را ديد و قضاوت کرد .


    آزمايش=سنت الهي


    پس از اين به بعد حوادث را تصادف ندانيم .چون همه اسباب آزمايش ماست .يک تقلب بهتون برسونم با تاريخ و حوادث پيشينيان آشنا


    باشيم تا ما رو براي پذيرش حوادث آماده کنند.


     


    دور و اطراف گناه هم نريم .مي دونيد چرا؟؟؟


    چون رو بينش ما تاثير مستقيم داره و آدم رو يه جورايي خيالباف مي کنه .اونم از نوع


    بدش.يه موقع مي بيني اي داد بر من!


    ام حسب الذين يعملون السيئات ان  يسبقونا ساء ما يحکمون


    ترجمه آيه: ((آيا کسانيکه کارهاي بد انجام مي دهند پنداشته اند که بر ما پيشي خواهند گرفت و از کيفر ما خواهند گريخت؟ چه بد


    داوري!))


    براي درمونش يه راه حل هست تا دير نشده براي خودم و اونايي که گرفتارشن مي گم .اون هم ياد مرگ و معاد هست .و اينکه


    بدونيم هم مومنان تو بوته آزمايش هستند هم خلافکاران و اينکه فرصت ها تموم شدنيه و مهر و قهر خدا به سراغمون مي ياد.


    نه اوني که مدعي ايمان هست رها مي شه از امتحان الهي نه خلافکار از انتقام الهي.


    بيايم تو اين شب هاي آخر يه عهدي با خودمون کنيم . مي گيد چه عهدي ؟


    جهاد.خود سازي کنيم بابا هميشه که نبايد دنبال دشمن خارجي باشيم تا رو سرمون آوار شد راه بيفتيم و حکم جهاد بديم .


    به خدا دشمن نفسمون بد تره .چه مي کنه با وسوسه هاش .


    پس بسم الله بسيج شيم براي جهاد با نفس.


    و من يجاهد فانما يجاهد لنفسه


    ببينيد حالا اين رو گفتم نگيد نعوذ باالله خدا به تلاش ما نياز داره !


    من نکردم خلق تا سودي کنم


    بلکه تا بر بندگان جودي کنم


    آره واقعا هم همينه بي نياز واقعي هست


    ان الله ...غني عن العالمين


    به هيچ کس نياز نداره نه به من وتو نه به فرشته هاش نه به هيچ کدوم از موجوداتش.


    پس بياين به اين بي نياز متمسک شيم که بنياد ولايتش و ربوبيتش آهنين هست .


    خيلي وقتا يه انگيزه هايي يا دوستي هايي مانع شناخت اين حقيقت ها مي شه.


    حب الشيء يعمي ويصم


    بعضي دوست داشتن ها انسان رو کور و کر مي کنه.


    براي اينکه به هدايتش برسيم تلاش کنيم .قدم اول رو برداريم .


    مثل يه پدر دستمون رو مي گيره . والله !


    جاهدوا..لهنهدينهم


    ان تنصروا الله ينصرکم


    يه قدم با تلاش خالصانه برداريم بعد منتظر هدايت و نجات ابديمون باشيم .


    جاهدوا=فعل ماضي


    لنهدينهم =فعل مضارع و دليلي بر استمرار کار


    به تلاش هامون خلوص بديم.


    راه هاي رسيدنشم محدوديت نداره يه بسم الله و شروع راه.


    به وعده هاش ايمان هم داشته باشيم و خدا رو همراه بدونيم و اينکه با اون هست که به همه چيز مي رسيم .


    ان الله مع المحسنين


    تو دعاي عرفه چه قشنگ اين مطلب رو رسونده:


    ((ما ذا فقد من وجدک و ما ذا وجد من فقدک ))


    هرکه تو را يافت چه کمبودي دارد و هرکه تو را از دست داد چه دارد ؟


    خداي مهربون هم راه قرب رو نشونمون مي ده هم تا رسيدن به مقصد دستمون رو مي گيره .


    التماس دعا


    خواهر کوچکتون



  • + بي تو تموم مي شه کارم .... من رو نمي خواي؟؟؟؟؟؟؟

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 5/7/1386:: 11:52 عصر

    بسم الله الرحمن الرحيم


     


    امن يجيب المضطر اذا دعاه و يکشف السوء و يجعلکم خلفاء الارض اله مع الله قليلا ما تذکرون


    آيه 62 /سوره نمل


    يا کيست که درمانده را چون وي را بخواند اجابت مي کند و گرفتاري را برطرف ميسازد و شما را در زمين جانشين مي کند ؟


    آيا با اين خداوند خدايي است؟


    چه کم متذکر مي شويد؟


     


    واقعا با خودمون رو راست باشيم حلال مشکلات ما کيه ؟


    کيه که دفع گرفتاري و بلا مي کنه ؟


    اون موقع که در هاي علل و اسباب مادي به رومون بسته مي شه و به قول خودمون کارد به استخونمون مي رسه


    کيه که مشکل گشايي مي کنه ؟


    آهان ! اينجا هاست که خدا شناسيمون گل مي کنه البته اين هم يه امر فطري هست .


    اون موقع که مثل کشتي طوفان زده که وسط اقيانوس هستيم و به دنبال نجات چه کسي رو جز خدا به نجات خودمون قادر مي دونيم ؟؟


    خدايا ازت خجالت مي کشيم که فراموشت مي کنيم و وقت گرفتاري بهت رو مي ياريم .


    خدايا ! ماها رو ببخش اگه از اول در خونه تو رو نمي زنيم و مي ريم سراغ بندت .


    خدايا ! ببخشمون اگه به دونسته هاي شرعيمون اعتقاد و ايمان نداريم .


    چقدر با عظمتي ! هم رفع مشکل مي کني  هم کرامتي بزرگ داري تازه (( يجعلکم خلفاء الارض )) ما رو در زمين جانشين خودت اعلام


    مي کني . خدا يعني ما شايستگيش رو داريم ؟؟؟که هلاکت رو از سر راهمون بر مي داري تا ما به راحتي به زندگيمون ادامه بديم .


    خدايا با اين همه ربوببيتت از خودمون خجالت مي کشيم چرا دچار شرک خفي مي شيم ؟؟؟


    چرا سراغ بندت مي ريم؟؟؟


    (( ا اله مع  الله )) واقعا که مصداق اين گفته خودتيم .(( قليلا ما تذکرون ))


    اون موقع که مضطر هستيم  و اين رو شرط استجابت دعامون قرار دادي چون مي گي از همه چيز قطع اميد مي کنيم و ظاهر و باطن به


    خدا توکل مي کنيم .


    موقعي که به بن بست رسيديم  توکلمون حقيقي هست و دل از اسباب و علل مادي بر مي داريم به خدا رو مي کنيم و دستامون رو به


    سوي اون کريم دراز مي کنيم .چون وعده کردي (( ادعوني استجب لکم )) يعني بخونيد من رو تا اجابت کنم شما رو .آيه 60 / سوره غافر


    يا گفتي :


    ((و اذا سالک عبادي عني فاني قريب اجيب دعوه الداع اذا دعان فليستجيبوا لي ))


    آيه 186 / سوره بقره


    چون بندگان من از تو سراغ مرا بگيرند پس من نزديکم و دعاي دعا کننده را اجابت مي کنم به شرطي که در دعايش مرا بخواند.


    خلاصه نوشته هام :


    (( توکلت علي الله فهو حسبه ))



  • + براي برادرم مي نويسم که خيلي دوسش دارم ....

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 29/6/1386:: 9:36 عصر

    بسم الله الرحمن الرحيم


     


    ما اصاب من مصيبه في الارض و لا في انفسکم الا في کتاب من قبل ان نبراها ان ذلک علي الله يسير


    لکيلا تاسوا علي ما فاتکم و لا تفرحو بما اتيکم و الله  لا يحب کل مختال فخور


    آيات 22و 23 سوره حديد


     


    رويکرد و پشت کرد دنيا يه امر موقتي هست پس قابل اعتماد نيست و اون چيزي که قابل اعتنا هست سعادت اخرويمون هست .


    خدا مي گه : هيچ مصيبتي در زمين و در وجود شما واقع نمي شه مگر اينکه قبل از آنکه پديد آوريم در کتاب و لوح محفوظ ثبت است .


    و اين امر بر خدا آسان هست .


     


    حالا مصيبت هايي که بر سر انسان مي ياد 2 جوره :


    مصائبي که در زمين رخ مي ده مثل زلزله و طوفان ها و نه جنگ و ظلم که آنها معلولش انسان هستند .و همينطور مصائبي که در نفوس


    انسان ها به وجود مي ياد مثل حوادث و ناگواري هاي مرگ و مير و بيماري ها   همه اونها از قبل مقدر شده و در لوح محفوظ ثبت هست .


    اين نوع مصائب مولود اعمال ما آدم ها نيست بلکه براي تربيت ما انسان هاست و حکمت ها و رمز هايي داره .


     


    ولي مصائبي هم وجود داره که معلولش معصيت و گناه  انسان هست . پس تو آيه بعدي توضيح مي ده :


    ((هر مصيبتي به شما برسد به خاطر اعمالي هست که انجام داده ايد و از بسياري هم گذشت مي کند .))


    اين دسته دوم  از گرفتاري ها رو چه بسا با توبه و تضرع بشه برطرف کرد ولي اون گرفتاري هاي حتمي جزو تصميمات لوح محفوظ و حتمي


    هست .


    از همينجاست که مي بينيم بسياري از انبياء و اولياء گرفتار اين گونه مصائب مي شدند و اينها همشون فلسفه و حکمت داره .


    يه حديثي هست که هنگاميکه امام زين العابدين (ع) را با غل و زنجير وارد مجلس يزيد شدند يزيد رو به امام کرد و اين آيات رو خوند :((ما


    اصابکم من مصيبه فبما کسبت ايديکم ....))


    يعني اين مصيبت در نتيجه اعمال خودتون هست و منظورش زخم زبون بود .


    امام فرمودند:((اين آيه که خوندي درباره ما نازل نشده .آيه اي که در باره ما نازل شده اينه :(( ما اصاب من مصيبه في الارض و لا في انفسکم


    الا في کتاب من قبل ان نبراها))


    يعني اين مصيبت در لوح محفوظ ثبت شده و به گناه و غيره ارتباطي نداره و فلسفه و حکمتي داره .


    نور الثقلين / ج5/ص247


    البته در مورد اولياء بايد گفت لازمه احياي دين و هدايت مردم اين هست که آنها با مبارزه مصيبت بار و يا تحمل اين گونه مصيبت ها دين را


    زنده کنند.


    پس طبيعت زندگي تو اين دنيا همراه مشکلات و حوادث هست و ما بايد با اون خو بگيريم .که نه رويکردش ما رو سرمست کنه و وابسته دنيا


    کنه و رفاه زده شيم و به دنبالش غفلت از خدا کنيم و راه جهنم رو براي خودمون هموار کنيم  .


    يعني خودمون را مالک حقيقي اموال ندونيم بلکه يه مالک اعتباري بدونيم.


    بعدشم پشت کردن دنيا به ما ما رو از پا در نياره . پس فخر فروشيمون رو غرورمون روبشکنيم . چون دنيا پر از فراز و نشيب هست .


    بعدشم ديگه خودتون مي دونيد ......


     


     


    التماس دعا


    خواهر کوچکتون



  • + شب ها ...

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 28/6/1386:: 2:3 صبح

    شبهاي دراز بي عبادت چه کنم........ ؟


    طبعم به گناه کرده عادت چه کنم ؟


    گويند کريم است و گنه مي بخشد.......


    گيرم که ببخشد زخجالت چه کنم ؟



  • + عشق به دنيا و تهي شدن از ذکر محبوبمون الله !

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 26/6/1386:: 9:49 عصر

    بسم الله الرحمن الرحيم


    يا ايها الذين امنوا لا تلهکم اموالکم و لا اولادکم عن ذکر الله و من يفعل ذلک فاولئک هم الخاسرون


    آيه 9/ سوره منافقين


    اي کسانيکه ايمان آورده ايد !


    مبادا اموال شما و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل سازد ! و هر کس چنين کند پس آنها همان زيانکارانند.


     


    از عوامل دوري از خدا علاقه شديد به زن و فرزند و مال دنياست .


    بايد از وابستگي و دلدادگي به دنيا به دور بود .


    همونطور که در پست هاي قبليم هم گفتم هرگونه وابستگي اسارت روح را به همراه داره .


    اين قلب جايگاه عشق الهي هست و مابقي ...


    6 دنگ حواسمون بايد جمع باشه که محبت به عزيزان باعث دوري از مخزن نور و قدرت نشه !


    به اين آيه دوباره دقت کنيد .


    يک بار ديگه با ترجمه بخونيد .


    مي گه اي کسانيکه ايمان آورديد اموال و فرزندان شما رو از ياد خدا مشغول نسازد.


    به طور کلي محبت به خانواده و فرزند يک ضرورت فطري و غريزي هست اما نبايد مثل چيزهاي ديگه افراط توش صورت بگيره چون در اين صورت امکانش هست که از اون صراط مستقيم مورد منظور خارج بشيم  و در حقيقت از اصل غافل بشيم .


    اگر يه روز به حرف پر معنا و دقيق اين آيه قرآني رسيدي و ديدي حسب الحال خودت رو نوشته بدون که وابستگي به دنيا و اشتغال به اون باعث خالي شدن قلب از ذکر خدا مي شه و کم کم به فراموشي خدا مي رسي.


    بعد مي شي مشمول اين آيه (( نسوا الله فنسيهم)) سوره توبه /آيه 67


    واي خداي من !


    خدا اون روز رو نياره که کسي خدا رو فراموش کنه که اون موقع هست که خدا هم اون رو به فراموشي مي سپره .


    يعني توجهش رو از اون بر مي داره و اين زياني هست خيلي خيلي آشکار.


    اينجاس که اين مال و اولاد که باعث غفلت دلامون شده فتنه به حساب مي يان .


    حالا مي يايم مصاديق اين حب دنيا رو برا خودمون مثال مي زنيم : سازمان زدگي . محبوبيت تو اجتماع . دل دادن به جاه و مقام ...


    خلاصه حواسامون جمع باشه ! که طبق اين آيه که نمي گه شما مشغول اموال نشيد بلکه مي گه :(( اموال شما رو مشغول نکنه )) فريفته اين دنيا نشيم  تحت هيچ عنواني چون بارها دنيا امتحانش رو پس داده و بي وفاييش رو . خلاصه مطلب دچار غفلت نشيم و هيچ وقت هم به خودمون مغرور نشيم که بگيم نه ما اينطور نيستيم چون قدرت غفلت زايي دنيا چنان قوي هست که قابل باور نيست و حتي خيلي از متدينين رو شکار خودش کرده حالا هر کدومشون رو به يک شکل .


     


     


     


    التماس دعا


     



  • + تو بساطت چي پيدا مي شه ؟؟؟

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 11/6/1386:: 11:25 عصر








     

     

     

    آنچه داريد يادآوري کنيد .

    بودن و داشتن ==> موثر در رشد اعتماد به نفس


    نداشتن ==> افت روحي و افت اعتماد


     


    يادآوري فرصت هاي از دست رفته و محروم شدن از موهبت ها  و ...==> از بين بردن اعتماد به نفس


     


    يادآوري موهبت ها => اعتماد به نفس


     


    راه کار======>>>>> قلم و کاغذ برداريد هرچه را که داري از کوچک و بزرگ بنويسد . اگر مي بينيد بيشتر


    محروميت ها بيشتر به ذهنتان مي رسد تا موهبت ها به علت آن است که محروميت ها رو بيشتر در ذهن خود تکرار


    کرده ايد و به حافظه سپرده ايد .


    در لحظه لحظه زندگي خود جستجو کنيد و به اصرار آنچه را که داريد ياداوري کنيد .


    سلامتي / انرژي / توانايي / تحصيلات / حتي سواد خواندن و نوشتن / سرپناه / خانواده / دوستان  و ...


     


    در زندگي هميشه بايد يه نگاه به پايين و بالا بيندازي.


    به پايين تر از خود نگاه کنيد و حتما با انها معاشرت کنيد تا کتوجه شويد همين چيزهايي که براي شما ديگه عادي شده


    موهبت هايي هست که عده اي از ان محروم هستن . و آرزوش را دارن .


    نگاهي به بالا هم بيندازيد براي اينکه متوجه باشيد مي توان بالا تر از اينهم بود. و انگيزه و ميل به رشد و پيشرفت پيدا کنيد .


    يکي از علت هايي که موفقيت ها رو به ياد نمي ياريد اينه که موهبت ها رو به ديگران نسبت مي ديد يا مي گيد شانس و


    اقبالش بوده و يا اتفاق و حادثه .


    اما من مي گم به جاي تکرار شکست ها و محرو ميت ها بياييد دنبال علت باشيد و برطرف کردن موانع .


    و در پي کسب موفقيت باشيد هرچند کوچک .


    اين رو هم به ذهنتون بچشونيد . چون مرکز ثبت هست . (( احساس توانا بودن و موفق بودن در امور ))


    اول از هدف هاي مقطعي و کوتاه مدت شروع کنيد بعد هدف هاتون رو گسترش بديد .


    حتي اين هدف هاي بزرگ را هم مي تونيد در نظر خودتون به چندين هدف کوچک تقسيم کنيد و مرحله به مرحله سعي کنيد به


    اين اهداف کوچک برسيد تا در نهايت هدف بزرگ شما عملي شود .


    و اين يعني نقشه کشيدن براي رسيدن به يک هدف بزرگ .


    رسيدن به پله اول با موفقيت به شما تاکيد مي کند که پله بعدي را هم مي توانيد بالا برويد و اين در نهايت باعث خودباوري


    بيشتر در شما مي شود .


    در طي اين مراحل خود را تشويق کنيد و در درون خود بگوييد که من توانا نسبت به امورم هستم .


    و در تمامي مراحل لطف باري تعالي را فراموش نکنيد و در کارها از خداوند استمداد بطلبيد .


     


    ارجوا لکم توفيق من الله



  • + تجديد نظر در انتخاب دوست

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 10/6/1386:: 5:18 عصر

    بسم الله الرحمن الرحيم


    براي تغيير و رها شدن از حالت هاي بد يا ايجاد خصلت هاي خوب مثل اعتماد به نفس


    بايد در روابطمون تغييري ايجاد کنيم .


     


    يا عده اي رو حذف کنيم و يا رابطه ما با بعضي ها محدود تر بشه .


    ما بايد بين دوستامون جستجو کنيم و ببينيم آيا متشخص هستند  يا نه ؟
    حضورشون به ما انرژي مثبت منتقل مي کنه يا نه ؟


    چقدر به سمت کمالات انساني و اخلاقي ما رو هدايت مي کنند ؟


    و ....


    ببينيم منش آنها چطوره؟ براي خودشون احترام قائل هستن؟


    ارزشي براي خودشون قائل مي شن؟


    با ديگران چه برخورد و رفتاري دارن؟


    و ....


     


    خيلي مهمه توجه کنيم که :


    توجه داشته باشيم جداي از اينکه حالت ها و رفتار دوستانمون در ما تاثير مي گذارند


    ما از طريق دوستانمون معرفي مي شيم .


     


    من و شما مجموعه اي از دوستان و اطرافيانمان هستيم ( از جهت تاثير پذيري اخلاقي)


    هرکدام از دوستانمان آيينه بعضي از جنبه هاي منش و شخصيت ما هستن .


    افراد ديگه به اين موضوع اشراف دارن و بر اساس دوستانمان درباره ما قضاوت مي کنند .


     


    بياييد و اگه واقعا قصد داريد نفس و منش عالي را در خود پرورش بدين از نشست و برخاست با افراديکه شخصيت ضعيف و بي اعتبار هستن دوري کنيد .


    تا تغييري در وضعيت دوستان و روابط نديد نمي تونيد متحول بشيد .


    اگه حتي تمام برنامه هاي شخصي خودتون رو براي اعتماد به نفس عملي کنيد مطمئن باشيد يک ارتباط چند ساعته با يک دوست ناجور تمام زحمت هاي شما رو به باد فنا مي ده .


    پس در انتخاب دوست تجديد نظر کنيد .



  • + به ديگران عشق بورز

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 10/6/1386:: 5:9 عصر

     


    به نام خداوند بخشنده مهربان


     


    دومين موشک اعتماد به نفس عشق ورزيدن به ديگران بعد از عشق ورزيدن به خود هست .


    اعتماد به نفس رو تو وجودمون توسعه بديم .


    حضرت عيسي(ع): (( دشمنت را دوست بدار))


    ممکن هست قبول اين مطلب در وهله اول برات سخت باشه .


    چون ما خيلي راحت مي تونينم کسانيکه انسان هاي خوب و مثبتي هستن دوست داشته باشيم و حتي نسبت بهشون سرشار از عشق شيم . ولي برامون مشکل هست که آدم هاي بد و گنهکار و منفي رو دوست داشته باشيم .


    چيزيکه مهم هست اينه که در بدو امر تنها و تنها افراد رو به خاطر انسان بودن دوست داشته باشيم . نه با توجه به رفتارشون .


    اگه هرچي رو در هستي و اطرافمون به عنوان يه آفريده الهي ببينيم و هر چي رو يه نشوني از خدا بدونيم بعد اونجاست که همه کس و همه چيز رو دوست داريم .


    حتما اين شعر سعدي رو خوندين و به گوشتون خورده :


    به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست                   عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست


     


    ببينيد انسان ها شاهکار خدا هستن و در همه آنها روح الهي جاريه . پس دوستشون داشته باشيد .


    اگه يکي مرتکب خطا شد يا گناهي کرد طردش نکنيد که بيشتر تو عملش غوطه ور شه . اين گناه و خطاي اون شخص هست که بايد سرزنش بشه نه وجود انسانيش .


    به جاي اينکه از آدم هاي اطرافت بيزار شي . بيا و از گناه بيزار شو .


     


    دو تا پيشنهاد براتون دارم :


    1) توجه کنيد که بد ترين انسانها ي کره زمين باز تو وجودشون يه ويژگيهاي مثبتي هست . حتي اون جنايتکار ترينشون . بيا براي دوست داشتن از اينجا شروع کن دست کم 5 ويژگي مثبت پيدا کن .


    2) براي افراد دعاي خير کنيد و از خدا براشون طلب هدايت کنيد . دعاي خير در حق افراد هم عشق به انسان ها


    را در ما شعله ور مي کنه و هم دعاي خير به سوي خود ما منعکس مي شه .


    حتي چه بسا دعاي شما مستجاب بشه و آنها هم به جرگه کساني بپيوندند که شما عمیقا دوست دارید .


     


     


    در پناه حق باشید .


    خواهر کوچکتون رو از دعای خیر فراموش نکنید .


    و السلام علی من اتبع الهدی



  • + تاثير تکرار و تلقين در زندگي

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 10/6/1386:: 5:5 عصر

     


    بسم الله الرحمن الرحيم


    هيچ چي مثل تکرار و تلقين عبارت هاي تاکيدي موثر نمي تونه ضمير نا خود آگاه ما رو تحت تاثير قرار بده .


     


    انژي حاصل از يه عبارت تاکيدي به اندازه اي هست که يه دفعه نيرو هاي خفته و پنهون شخصي رو بيدار مي کنه .


     


    هر واژه انرژي خاص خودش رو داره .


    اثر پذيري افراد مختلف از يه انرژي يکسان مختلف هست .


     


    يه مثال بزنم قشنگ تر متوجه منظورم بشيد :


    من منظم هستم . نظم در زندگي من جاريه . من سرشار از نظم الهي هستم . نظم الهي مجودم رو گرفته . و...


    اگر چه محتوا و مضمون همه اين جمله ها يکيه ولي تاثير گذاري و حد انرژي هر کدوم متفاوت هست .


     


    يه پيشنهاد :


    هر روز صبح وقتي از خواب بيدار مي شي و هر شب وقتي مي خواي بخوابي و هر وقت که فرصت مناسب گير آوردي يه سري عبارت هاي تاکيدي موثر در اعتماد به نفس رو که لياقت و شايستگي تو رو تاييد مي کنه به زبونت جاري کن . حتي برو جلو آيينه و اين کلمات رو بگو . احساس کن در عين واحد هم خودت داري اين کلمات رو زمزمه مي کني و هم يه نفر به تو اين حرفا رو مي زنه .


     


    بگو :


    1) من يه موجود شايسته و سزاوارم


    2)اشرف مخلوقاتم


    3) در اوج آفرينش هستم


    4) اعتماد به نفسم عاليه


    5) من به لطف خدا به آنچه اراده مي کنم توانا هستم


    6) تکيه و پشتوانم هميشه قدرت الهي هست


    7) روح الهي در من جاريه


    8)و ....


     


    اصلا مي دوني چيه بشين يه وقتي بگذار يه سري عبارت هاي تاکيدي رو بنويس .


    باصداي بلند يا در درون خودت هر وقت زماني رو گیر آوردی بگو .


    به عبارت هایی که می گی فکر کن .


    بنویسشون .


    اگه قدرت تکرار و تلقین یه سری عبارت های تاکیدی رو بدونی لحظه ای رو هدر نمی دی .


    هر وقت که فرصتی برات پیش اومد شروع کن .


    اول از خودت شروع کن  . بعد کم کم برات درونی می شه . و می تونی همین روش رو برای خانوادت و اطرافیان بکار ببری .


     


    بازم می گم ارزش خودت رو بشناس و برای خودت اهمیتی قائل شو .


    مظهر صفات خدا قدر خودت رو بدون


    ازتون التماس دعا دارم .


    خواهر کوچیکتون



  • + نياز به جلب توجه ديگران

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 10/6/1386:: 5:2 عصر

    بسم الله الرحمن الرحيم


     


    کسانيکه خودشون رو خوب پذيرفتند اعتماد به نفس فوق العاده چشم گيري دارند .


     


    يعني چه؟ 


    در درون خودشون رو تاييد مي کنن.


    براي انسان بودنشون ارزش قائل هستن .


    از توانايي رشد و پيشرفت و خلاقيت و نو انديشي خودشون لذت مي برند .


    از خودشون رضايت خاطر دارن .


    و ...


     


    نقطه بر عکس اينها :


    کسانيکه خودشان نسبت به خود چنين محبت و توجهي رو ندارن .


    نياز پيدا مي کنن که اين خلاء رو از طرف يه نر يا افرادي پر کنن.


     


     


    اين بيماري هست مي خواد واقعي باشه يا تظاهر کنه !


     


    يکي که مورد تاييد خودش باشه و به نياز هاي جسمي روحيش توجه داره خيلي کم به بيماري مبتلا مي شه .


    حتي فکر بيمار شدن يعني يه جورايي نياز به جلب توجه ديگران هم در ذهنش راه پيدا نمي کنه .


     


    ولي کسيکه اعتماد به نفس نداره :


     


    واقعا بيمار مي شه تا توجه و محبت ديگران را بر انگيزه . يا اينکه خوش رو به بيماري مي زنه تا به اين مقصود برسه .


     


    مثلا پاش به آرومي يه جايي مي خوره و دو سه روز لنگ لنگ کنون راه مي ره .


    يا اينکه هميشه حالت سرما خورده به خودش مي گيره . يا يه سردرد رو بهانه مي کنه .


     


    اما در کل فرقي نمي کنه که بيماري واقعي باشه يا نه در هر حال علت اصلي اين رفتار ها نياز به جلب توجه و محبت ديگران هست .


    وقتي به اين هدف مي رسه توجه و محبت اطرافياش را به خودش جلب مي کنه و راضی می شه و انتظار می کشه تا دوباره بیمار بشه .


     


    دوستان خوب من قبل از مبتلا شدن به این حالت از خودتون مراقبت کنید .


    به خودتون عشق بورزید .


    به خودتون و نیازهاتون عمیق احترام بگذارید . و توجه کنید .


    حتی اگه بیمار هم شدین خودتون از خودتون دلجویی کنید .


    برای خودتون دعای خیر و سلامتی کنید .


     


     


    در پناه حق باشید.


    خواهر کوچیکتون رو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید .



  • + از پشت شيشه انتظار تو را آه مي کشم مهدي جان!

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 5/5/1386:: 11:8 عصر

    بسم الله الرحمن الرحيم



    رواق منظر چشم من آشيانه توست


    کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست



    نيمه شعبان سال 255 هجري قمري بود . امام حسن عسگري(ع) کسي را پي عمه بزرگوارشون _حکيمه خانم _ فرستادند و ازشون خواستن که امشب افطار را پيش ما باشيد . چون قراره امشب خداي بزرگ حجت خودش را آشکار کنه. مولود مبارکي که با تولدش زمين مرده زنده مي شه به دنيا مي ياد .



    حکيمه خانم از حضرت پرسيدند اين مولود مبارک از چه زني خواهد بود ؟


    حضرت پاسخ دادند :(نرجس)


    بعد حکيمه خانم گفتند : (( من که چيزي از علائم بارداري در نرجس نمي بينم .))


    حتي نزديک تر رفتند و او را نگاه کردند ولي باز اثري از حمل نديدند .


    بعد موضوع را خدمت امام حسن عسگري (ع) گفتن .حضرت تبسمي کردند. و فرمودند : (( عمه موقع طلوع فجر اثر حمل آشکار مي شود.))



    بعد نقل کردند که تا هنگام طلوع فجر مراقب نرجس بودند .


    نزديک طلوع که شد ناگهان بلند شدند و به سمت ايشون شتافتن.


    نام خدا را به ايشون مي خوندن و زمزمه مي کردن .


    امام با صداي بلند فرمودند:(( عمه! سوره انا انزلناه را به او قرائت کنيد ))



    حالش را جويا شدند .


    در جواب گفتند :(( آنچه آقا فرمود ظاهر شد ))


    زمانيکه سوره انا انزلناه را قرائت مي کردند آن جنين هم در شکم مادر با حکيمه خانم مي خواندند. و بعد سلام کردند.


    حکيمه خانم وقتي صداي او را شنيدند وحشت کردند.


    امام حسن عسگري (ع) صدا زدند.عمه ! از کار خداوند تعجب نکن .


    هنوز صحبت امام تموم نشده بود که نرجس از نظر ايشون ناپديد شد .


    مثل اينکه ميان حکيمه خانم و او پرده اي آويخته باشن.


    عمه امام فرياد کشان به سوي ايشان رفتند .


    حضرت فرمودند :(( عمه ! برگرد که او را در جاي خودش مي بيني .))


    زمانيکه برگشتند چيزي نگذشته بود که پرده برداشته شد و ديدند نوري از او مي درخشد که ديدگانشون را خيره مي کنه .


    بعد طفلي رو ديدند که سجده مي کنه و بعد روي زانو نشسته در حاليکه انگشتانش را به سوي آسمان داشت مي گفت :



    (( اشهد ان لا اله الا الله و ان جدي رسول الله و ان ابي امير المومنين و بعد تمام امامان را تک تک نام


     


    برد تا به خودش رسيد و بعد گفت :


     


    (( اللهم انجزلي وعدي و اتمم لي امري و ثبت وطاتي و املاء الارض بي قسطا و عدلا ))



    يعني :


    (( خدايا ! آنچه به من وعده دادي مرحمت کن و سرنوشتم را به انجام برسون قدم هام رو ثابت کن و


    به وسيله من زمين را پر از عدل و داد کن .))




    و اينجوري بود که اين مولود مبارک به دنيا اومد .


    بله درسته حالا اين وجود نازنين که همه منتظر ظهورش هستن به دنيا اومده و همه انتظار مي کشن و اسمش را به زبون مي يارن و لحظه شماري براي


    حضورش مي کنن.





    آخه الان خيلي از ديده ها نامحرم هستن و لياقت ديدن حضرت رو ندارن .



    گرچه پنهان ز نظر چهره زيباي تو نيست


    چه کنم ديده من لايق ديدار تو نيست



    و خيلي ها هم که تقواي الهي را پيشه کردن و دلشون ظرف جلب رضايت و محبت الهي هست از فيض ديدارشون محروم نيستن .



    اما به هر حال خودم را مي گم بايد دل از چيزايي که دنباله روش بودن بي فايدست بکنم و شيش دنگ حواسم پيش امام زمانم باشه .



    راه نظر بر همگان بسته ام


    تا تو نظر بر دل زارم کني




    مي دونم برا عاشقي نبايد دنبال دليل عقلي باشم و براي به زبون آوردن نامت نبايد منتظر فرصت مناسب باشم چون همه زمان ها و مکان ها براي بردن نام تو مناسب هست .


    چون مي دونم امام زمان يعني : (( پيشواي زمان و مکان و همه لحظات زندگي بشر.))



    براي يک غريق در نفس که تو امواج پر تلاطم اين دريا گرفتار شده زماني مناسب هست فرياد بزنه و طلب نجات کنه که خودش را در معرض خطر مي بينه


    البته هرچند غريق نجات ما شيعه ها همه زمان به يادمون هست .


     



    حالا زمان غيبت کبري هست و همان زمان گرفتاري آدما توي امواج خروشان فساد و ظلم و جنگ و فقر و صد تا بلاي ديگه که هر روز هزاران نفر رو تو کام


    نابودي خودش فرو مي بره و هيچ کسي نمي تونه اين بشر را نجات بده مگر اون ذخيره الهي که هيچ کس واقعا با تمام وجودش صداش نمي کنه .




    کي رو ديديد وقتي داره غرق مي شه و دست و پا مي زنه به جاي صدا زدن ناجي خودش به دشمنش پناه ببره و از اون طلب کمک کنه ؟؟؟؟؟؟



    درسته اين کار ها کار شيطونه . که ما ها رو وسوسه مي کنه و ما را از صدا زدن و کمک خواستن از مهدي موعود (ع) باز مي داره .


    مي گه :(( هنوز وقتش نيست . آخه هنوز که جهان آماده ظهورش نيست و ... خيلي چيزاي ديگه.))



    در صورتيکه هر لحظه بايد صداش بزنيم بگيم :(( يا بقيه الله ! يا عزيز الزهراء!....))



    تو هر مکان و هر زمان و تو هر مناسبتي اسم مقدسش رو زينت بخش زندگيمون کنيم .



    بعضي وقتا اگه بشينيم و به حال زار خودمون گريه کنيم راه دوري نرفتيم .


    آخه گريه دردامون را فرياد مي زنه .


    آخه گريه عقده دلمون را باز مي کنه .


    گريه فرياد اعتراضمون هست .


    بعضي وقتا هم گريه وسيله مي شه .آره وسيله مي شه براي رسيدن به خواسته هامون .


    به خدا بايد گريه کنيم . آخه چقدر محروميت ؟؟؟


    14 قرن شوخي نيست . آدم از صاحب و مولاش دور باشه .


    خدايا توفيق گريه کردن به هممون بده . گريه براي محروميت از امام عصرمون .


    اين گريه مي خواد ما را از خواب غفلت بيدار کنه . بهمون بگه راهت رو تا الان اشتباه رفتي . بسه . کافيه .


    به خدا آقامون خودش هم منتظره . دستش را به سمتمون دراز کرده . اي خدا چرا نمي بينيم .


    بميرم براي غربتت امام زمان .


    چرا دوري تو تقدير ما شد ؟؟؟


    عجب دردي گريبانگير ما شد!



    کي مي گه گريه نکنيم ؟؟؟؟ وقتي امام صادق (ع) چنان اشک مي ريختند که اصحابشون وحشت زده مي شدند که چه مصيبتي به آن حضرت وارد شده


    که اينطوري اشک مي ريزند ؟؟؟


    آيا فرزندشون از دار دنيا رفته ؟؟؟


    يا بلا و حادثه اي براشون پيش اومده ؟؟؟


    اون چه مصيبتي هست که ايشون براشون پيش اومده و اينطور داغدار هستن ؟؟؟



    اون حضرت مي فرمودند :((اين ناله و اشک در فراق آقا و سروري هست که غيبتش خواب را از من ربوده و مصيبت هاي دائمي را بر من وارد نموده .))



    حالا تو جاييکه امام معصومي مثل امام صادق (ع) اينطور در فراق ولي عصر (عج الله تعالي فرجه الشريف) اشک مي ريزند و ناله مي کنند و ايشون را آقا و


    سرور خود خطاب مي کنند ديگه وظيفه ما مشخص هست .



    به خدا اگه ما بخواهيم ظهور نزديک مي شه . حتما نبايد دست روي دست گذاشت تا ظلم و ستم و دوري از خدا به نهايتش برسه تا خدا فرج را در آخرين


    زمان ممکن انجام بده . اگر هممون از خدا بخواهيم ظهور حضرت نزديک مي شه .


    اينجوري که ما پيش مي ريم و تو خواب غفلت فرو رفتيم دست دشمناي دين را براي هرچي که مي خوان بگن و تبليغ سو ء کنن باز مي گذاريم و امام


    زمانومون را تنها.


    ما بايد تمام سعي و تلاشمون را بکنيم تا حضرت را به تمام دنيا معرفي کنيم .فقط کافيه به نداي مهدي فاطمه (س) توجه کنيم .


    24 ساعته نداي (( هل من ناصر ينصرني )) را مي گه ولي ما غافليم . بايد از خودمون شروع کنيم ديگه نبايد محروم باشيم و دل مرده باشيم .


    اگه بيماريم بايد پي دوا درمون باشيم .


    طبيب دردمندان آگهي از درد پنهانم


    طبيبان را بگو جز تو طبيبي را نمي خواهم



    به خدا امام زمانمون مظلومه . غريبه .


    تو غربت و تنهايي هست . آخه چرا بايد اينقدر ما با کارامون بين خودمون و عزيز زهرا (س) فاصله ايجاد کنيم .به خدا دل آقا از دست گناهايي که بعضي از


    ما شيعه ها انجام مي ديم خونه و اون موقعي که نامه اعمالمون را داره نظاره مي کنه اشک مي ريزه .


    خيلي جاهاستکه نياز به يک سرپرست داريم . درست مثل يه بچه يتيم که پدر از دست داده . دين هم سرپرست و مجري مي خواد .نبايد هرکس هر طور


    دلش خواست و هواي نفسش اقتضا کرد از اون به نفع خودش استفاده کنه .


    اللهم هذا دينک اصبح باکيا لفقد وليک


    فصل علي محمد و آل محمد


    و عجل فرج وليک رحمه لدينک


    اللهم و هذا کتابک اصبح باکيا لفقد وليک


    فصل علي محمد و آل محمد


    و عجل فرج وليک رحمه لکتابک


    اللهم و هذه اعين المومنين اصبحت باکيه لفقد وليک


    فصل علي محمد و آل محمد


    و عجل فرج وليک رحمه للمومنين


    اللهم صل علي محمد و آل محمد



    دين و قرآن و چشم هاي مومنين در فراق ولي تو اي خدا گريان هست .


    خدايا! در ظهور آن وجود نازنين تعجيل کن تا به دين و کتابت و مومنين رحم کرده باشي .



    خلاصه اينکه بايد از خواب غفلت بيرون بيايم و به پناه بي پناهان حضرت بقيه الله (روحي لمقدمه فداه) متوسل بشيم .


    همه بايد اراده کنيم .آخه تا چند سال ديگه گل نرگس مهدي فاطمه (س) چشم منتظر باشه تا ما از سفر گناه برگرديم .و ديگه نگيم غائب است .


    بايد به اين تنهايي پايان بديم .بايد دنباله روي درسي باشيم که شهدا به ما دادن . اينکه زندگي چيزي نيست مگر فدا کردن جان و مال براي وجود امام زمان


    (ع) . شهدا اين درس قشنگ رو با خون خودشون براي ما سرمشق کردن و نوشتن.


    چرا سرمشق هامون را نمونه قرار نمي ديم و انجام نمي ديم .نگفتن هنر مرد اينه که اگه شهادت هم نصيبش نشد با فدا کردن خواسته هاي دل و آبرو


    فدايي امام زمانش باشه .


    ديگه زمانش رسيده که فراق عزيز زهرا (س)به سر بياد .


    ديگه دوست ندارم اين نوشته رو بخونم که تو کتاب نوشته بود :(( امام زمان خطاب به حاج محمد علي فشندي در جمکران فرموده بود :(( شيعيان ما به


    اندازه آب خوردني ما را نمي خواهند اگر بخواهند دعا مي کنند و فرج ما مي رسد ))



    خدايا ! نيمه شعبان امسال را ديگه به آبروي حضرت زهرا (س) سال ظهورش قرار بده و ما را جزء ياران و خادمينش قرار بده .



    غم عشقت بيابون پرورم کرد شرر زد بر دل و خاکسترم کرد


    به ما گفتي صبوري کن صبوري صبوري طرفه خاکي بر سرم کرد



    با همه اين حرفا آقا جون بقيه الله !


    به قول بچه ها اگه حجاب ظهورت حضور پست من بي لياقته دعا کن بميرم .


    آخه انتظار بسه ديگه .


    چرا نمي ياي؟؟؟؟












  • + عشق و مقتداي فاطمه

  • نويسنده : فاطمه گودرزي:: 31/4/1386:: 9:40 عصر

     


    بسم الله الرحمن الرحيم


     


    يه روز قشنگ از روزاي خوب خدا  فاطمه بنت اسد (س)در نهايت عفت و عظمت آروم آروم به طرف خونه خدا مي يومد .


    پرده کعبه رو به دست گرفت


    با خداش مناجات مي کرد


    حال خوشي داشت


    خدايا ! به حق کسيکه اين خونه را بنا کرد


    به حق اين طفل که در رحم دارم


    تولد فرزندم را بر من آسان کن !


    ناگهان ديوار کعبه باز شد.


    خانوم وارد کعبه شدند .


    ديوار دوباره به حالت اولش برگشت.


    4 خانوم مجلله ايستاده بودند .


    آخه اومده بودن به استقبال.


    همه سلام کردن .و جواب گرفتن .


    فاطمه بنت اسد نشست  اونها هم در مقابلش نشستند .


    در نهايت کمال محبت مي کردند .


    ناگهان فرزند عزيزشون علي ابن ابيطالب (عليه السلام )متولد شد.


    چه کودکي ! صورتش مثله خورشيد مي درخشيد .


    حضرت در همون لحظه اول تولد بندگيشون را اثبات کردن .


    سر به سجده گذاشتن .


    اشهد ان لا اله الا الله و ان محمد عبده و رسوله و اشهد ان عليا وصي محمد رسول الله


     


    و اينگونه عشق و مقتداو مولاو امام فاطمه اولين شهيده راه ولايت قدم بر دنيا گذاشت .


    دوست داري بدوني اون 4 خانوم کيا بودن که مادرش را همراهي و کمک کردن ؟؟؟


    بله  درسته حضرت حوا  و حضرت مريم (س) و آسيه همسر فرعون و مادر موسي (عليه السلام ) بودند .


     


     


    و حالا اين فرزند که پا به اين دنياي بي وفا گذاشته تحولي در دنيا و بعد از خودش ايجاد مي کنه جاذبه هايي داره که دل هر مشتاقي رو به سوي خودش جلب مي کنه .


    مي گه :


    اگه خدا کفيل رزق هست چرا غصه مي خوري؟


    اگه رزق تقسيم شده  پس چرا حرص مي زني ؟


    اگه دنيا رو فريبنده مي بيني اين همه اعتماد بهش چرا مي کني ؟


    اگه بهشت رو حق مي دوني چرا به ايمان تظاهر مي کني؟


    اگه قبر رو حق مي دوني پس اين ساختموناي محکم چيه ؟


    اگه جهنم رو حق مي دوني اين همه ناحق کردنت چيه ؟


    اگه حساب رو حق مي دوني جمع مال حرامت چيه ؟


    اگه مي گي قيامت حقه خيانت کردنت به مردم چيه ؟


    اگه مي گي که شيطون دشمن ما آدماست پس چرا پيرو راهش تو مي شي ؟


     


    ميلاد مولود کعبه رو به همه عالميان تبريک مي گم


    ان شاء الله حوائج قلبي همه دوستان روا شه


    من حقير رو هم از دعاي خيرتون فراموش نکنيد


    که خيلي محتاجم !



       [آرشيو شده ها]

  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ